تهیه کننده : حیدر محمودی دانشجوی کارشناسی دانشگاه پارسا

آشنايي با مقدمات حسابداري

قسمت اول

تاريخچه حسا بداري:

حسابداري تاريخي 6 هزار سال دارد كه سنگ نوشته ها و كتيبه هاي موجود نشان دهنده اين امر مي باشد . پادشاهان قديم به نوعي از حسابداري استفاده مي كردند. حسابداري با تمدن بشري همراه و به همان اندازه داراي قدمت مي باشد. نخستين مدارك كشف شده حسابداري لوح هاي سفالين مربوط به تمدن سومر در بابل مي باشدكه قدمت آن به 3600 سال قبل از ميلاد مسيح بر مي گرددو از پرداخت دستمزد كارگران حكايت دارد . با افزايش دادو ستد از قرون يازده ميلادي به بعد نياز به حسابداري امري اجتناب نا پذير بود.

پدر اين عمل فردي با نام لو كا پا چيو لي از كشور ايتاليا مي باشدكه در قرون 15 و16 بحث حسابداري دو طرفه (دوبل ) را مطرح كرد كه پايه و اساس حسابداري نوين امروز ميباشد با شروع انقلاب صنعتي در قرن 18 و افزايش تو ليد و ارائه كالاها به صورت انبوه نياز به علم اقتصاد و حسابداري بيش از پيش خود را نشان داد. به ترتيب در طي سالها سپري شده تاكنون علم حسابداري با توجه به پيشرفت جوامع رشد قابل توجهي داشته است . علم حسابداري در تمام كشورهاي دنيا داراي اصول مشترك و بر اساس قوانين هر كشور داراي قوانين خاص مي باشد.

تعريف حسابداري :

حسابداري عبارتست از مجمو عه قواعد و روشهايي كه با بكار گيري آن ها اطلا عات مالي و اقتصادي يك مو سسه –گرد آوري –طبقه بندي و به شكل گزارشهاي مالي و اقتصادي تلخيص شده و براي تصميم گيري در اختيار افراد ذينفع و ذيعلاقه قرار مي گيرد.

مو ضوع حسابداري:

حسابداري زبان تجارت خوانده مي شود زيرا از طريق گزارشهاي مالي كه فرايند نهايي حسابداري است اطلاعات لازم در باره هر واحد اقتصادي در اختيار اشخاص و مو سسات ذينفع و ذي علاقه قرار مي گيرد . اين اشخاص شامل صاحبان سرمايه –اعتبار دهندگان و سازمان هاي مالي و اقتصادي دولتي مي باشد بنابر اين منظور از حسابداري فراهم آوردن گزارشهاي مالي در مورد يك موسسه است معاملات روز مره منبع اصلي اطلاعات مورد استفاده حسابداري مي باشد. ضرورت هايي كه حسابداري به آن پاسخ مي گو يد عبارتند از:

الف- خلاصه كردن وضعيت مالي يك موسسه در يك تاريخ معين

ب- نشان دادن نتيجه عملكرد يك واحد اقتصادي طي دورهاي از زمان

ج- فراهم آوردن مبناي لازم جهت تصميم گيري و اتخاذ سياستهاي آينده

 

 

سيستم حسابداري:

سيستم حسابداري در يك سازمان استقرار مي يابد تا از طريق آن 1) معاملات روز مره ثبت شود.

 

 

معاملات به گروه هاي همگن و مشابه طبقه بندي مي شوند

خلاصه كردن معاملات –(3 گزارشها و اطلاعات در گززارشهاي حسابداري (2

انواع گزارشهاي مالي:

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه : اين مقاله يکي از صدها تحقيقي است که بدنبال نشان دادن اثرات رويه هاي حسابداري بر روي کيفيت سود است . با اين فرض که در ادبيات حرفه اي وآکادميک حسابداري توافقي بر تعريف کيفيت سود وجود ندارد ما اين اطلاح را بدين گونه تعريف ميکنيم: سود گزارش شده قبل از اقلام غير عادي گزارش شده در صورت سود و زيان اصطلاح را بدين گونه در مورد سود آوري فعلي درآتي باشد.

همچنين سود با کيفيت بالا را سود پايدار در نظر مي گيريم ( همانطوريکه گاهي در تحليلهاي مالي از آن ياد مي شود .) متقابلاً اگر يک رويه حسابداري منجر به سود ناپايدار شود ، آن سود را سود بي کيفيت تلقي ميکنيم . بيشتر تحقيقات بر روي کيفيت سود ،برتاثير تغييرات در برآوردهاي حسابداري تمرکز دارند.

بر آوردها ناشي از اقلام تعهدي است در نتيجه جهت شناسايي سود بي کيفيت تحقيقاتي بر روي اقلام تعهدي کامل ( هلي 1996 ) و تعهدي اختياري( جونز 1991) و تعهدي افراطي (اسلون1996) انجام شده است.

اين تحقيقات نشان داده اند که مديران سود بي ثبات ر ا ايجاد مي کنند (سود بي کيفيت ) ؛ به عنوان مثال با کاهش موقتي برآوردها از بدهيهاي مشکوک الوصول يا استهلاک يا کاهش ذخيره زيان وام سود وره جاري کاهش مي يابد . در صورتي که اثرات موقتي باشد و بعداً بواسطه تجديد ارزيابي در برآوردها اصلاح شود در آمد سال جاري واقعيت کمتري داشته و نمي تواند شاخصي براي پيش بيني در آمد و سود سال مالي باشد . براين اساس بکارگيري اصول و رويه هاي يکسان و ثابت حسابداري از دوره اي به دوره اي ديگر منجر به ايجاد ثبات در کيفيت سود ( پايداري کيفي) مي شود.

اين تحقيق همچنين نشانگر اين است که کيفيت سود بواسطه بکارگيري حسابداري محافظه کارانه نيز حفظ مي شود به شرط اينکه رويه ها و برآوردها تغيير نکند . منظور از حسابداري محافظه کارانه ، انتخاب رويه هاي حسابداري است ارزش دفتري خالص دارائيها را نسبتاً پائين برآورد و ثبت مي کند . براي مثال استفاده از LiFo براي ارزيابي موجوديهاي در مقابل FiFo نسبتاً محافظه کارانه تر است (در صورتي که هزينه هاي موجوديهاي در حال افزايش باشد ) و يا هزينه کردن مخارج R&D در مقابل سرمايه اي کردن آن . بدين ترتيب حسابداري محافظه کارانه نه تنها ارقام تراز نامه اي تحت تأثير قرار مي دهد ، بلکه اقلام سود و زياني را نيز متأثر مي کند.

مديران با استفاده از رويه هاي محافظه کارانه حسابداري توان ايجاد وقفه زماني جهت شناسايي درآمد و هزينه را يافته اند و مي توانند موقتاً سود را در دوره اي زياد يا کم نشان دهند.

اين نمايش موقتي سود کم ، در دوره بعديا قبل بواسطه نمايش موقتي سود و زيان خنثي مي شود. از اين رو کيفيت سود وابسته مي شود در اين رو کيفيت سود وابسته مي شود به رابطه بين فعاليتهاي واقعي تجاري و نيز رويه هاي حسابداري . يعني مي توان با استفاده از رويه هاي حسابداري اثرات متفاوتي از رويدادهاي يکسان مالي حاصل کرد که اين امر بواسطه تغيير در رويه ها و بر آوردها تقويت و تشديد مي شود ، در نتيجه مديران از اثرات ترکيبي رويداد ها و فعاليتهاي تجاري و رويه هاي حسابداري جهت مديريت سود استفاده کند. به اين ترتيب اثرات حاصله از بکارگيري از رويه هاي حسابداري محافظه کار از گمراه کننده است. کاهش سرمايه گزاريهاي باعث کاهش ذخيره ها و افزايش در آمد ها ي سال جاري و کاهش در آمد هاي سال آتي مي شود اين امر باعث کاهش کيفيت شاخص بازدهي جاري شرکت مي شود.

 

در اينجا 2 سوال را مطرح مي کنيم:

1-آيا حسابداري محافظه کارانه با تغييرات در سرمايه گزاريها ( که منجر به تغييرات موقتي در سود مي شود ) همراه شده است ؟

2-آيا بازار سهام به اين سود ها بها ميدهد در صورتي که حقيقتاً سود نا پايدار باشد ؟

 

جواب سؤال اول به نظر مي رسد که مثبت باشد اما جواب سؤال دوم منفي است . جهت انجام تحليل نهايي ، معياري را طراحي کرديم که نشان مي دهد تا چه اندازه اثرات روي سود موقتي است و اين معيار مي تواند جهت ارزيابي کيفيت سود مناسب باشد . همچنين جهت ارزيابي ثبات سود ما برروي نرخ بازده حسابداري مثل نسبت سود (خالص از اثرات سرمايه گذاري ها) به خالص دارايي ها.

استفاده از نرخهاي بازده حسابداري به ما کمک کرد تا ميزان قيمت گزاري بازار سهام را در مورد سود هاي با کيفيتهاي مختلف بدانيم. .

خطاي در قيمت گذاري ( ارزشگذاري) در بازار زماني اتفاق مي افتد که بازار زمان اتفاق مي افتد که بازار به نرخ بازده فعلي که ناشي از يک سود بي ثبات و کم کيفيت است اتکا کرده باشد و نرخهاي بازدهي آتي را براساس آن پيش بيني کرده با شد. .

تحقيقات قبلي به اين منظر ناکارايي بازار به عنوان ايستايي بر مبناي سود گزارش شده ارجاع مي کنند .در حقيقت بازار بر روي گزارشات سود متکي ميشود غافل از اينکه حسابداري محافظه کارانه مي تواند منجر به گزارش سود با کيفيت مشکوک شود..

اين تحقيق بدنبال تحليل کيفيت سود وشناسايي نقاط اتکا بازار به سود گزارش شده است و تأکيداصلي در اين تحليل سود کشف اطلاعات درون صورتهاي مالي به جهت ارزيابي سود هاي آينده و ارزشهاي حقيقي حقوق صاحبان سهام است.

تحقيق حاضر شامل بخشهاي زير است پيشينه تحليل ، تشريح آثار حسابداري محافظه کارانه ورشد سرمايه گزاريها براساس نرخهاي بازده حسابداري ، بخش سوم تحقيق ايجاد معيار براي امتيازدهي (ارزيابي) شرکتها براساس محافظه کاري حسابداري ايشان و کيفيت سود شان است و بخش چهارم خلاصه اطلاعات را ارائه مي دهد . بخش پنجم بررسي ميکند که آيا ما مي توانيم امتياز کيفي ناشي حسابداري محافظه کارانه و سرمايه گذاريها را جهت بررسي ثبات نرخهاي بازدهي حسابداري استفاده کنيم ؟ و بخش شش مستند سازي نرخها جهت جايگذاري سهام بر اساس امتيازکيفي سود و خلاصه نتايج تحقيق است.

 

بخش 2

محافظه کاري ، سرمايه گذاري ، نرخهاي بازدهي حسابداري و کيفيت سود

 

 

 

تعريف محافظه کاري:

محققان تعاريف متنوعي ازحسابداري محافظه کارانه ارائه داده اند . يک عده مثل باسو (1997) محافظه کاري را رويه کاهش سود و کمتر نمايش دادن دارائيها در پاسخ به اخبار بد و در مقابل عدم افزايش سئد و بيشتر نمايش دادن داراييها در مقابل اخبار خوب تعريف کرده اند.

در فرهنگ ارزشيابي مبتني بر حسابداري ، محققين گاهاً استناد به شخصيت پردازي محافظه کاري توسط فلتام واوسون يا حسابداري سوءگيرانه مي کنند که در آن انتظار ميرود ارزش خالص دارايي گزارش شده در بلند مدت کمتر از ارزش بازار گزارش شود. اين تعريف حسابداري را بخاطر خالص ارزش فعلي(NPV) مثبت مورد انتظار سرمايه گذاريها که بر مبناي بهاي تمام شده تاريخي ثبت شده اند به عنوان حسابداري محافظه کارانه طبقه بندي ميکند ، زيرا تحليگر انتظار دارد که سرمايه گذاري ها کمتر از ارزش آن ثبت شود. .

ژانگ حسابداري محافظه کارانه و ارزشگذاري را از اين منظر مدل مي کند بيور و راين (2000) حافظه کاري ر ابه عنوان اختلاف بين ارزش بازار و ارزش دفتري که از بابت ثبت و انباشته شدن سود و زيانهاي اقتصادي به ارزش دفتري ايجاد شده تعريف مي کنند.

به عنوان تعريف نهايي از حسابداري از حسابداري محافظه کارانه از آن به عنوان به کارگيري انحراف دار (متعصبانه )از حسابداري بهاي تمام شده تاريخي ياد کرد. در حقيقت اين تعريف نسبي است ، براي مثال ما حسابداري لايفو را محافظه کارانه تر از فايفو مي دانيم البته در صورتي که لايفو منجر به سود انباشته کمتر و نيز ارزش هاي دفتري کمتر از فايفو شود.

 

اثرات محافظه کاري و سرمايه گذاريها بر نرخ هاي بازدهي

اثر محافظ کاري بر نرخهاي حافظه کاري روشن است ؛ اگر خالص داراييها طي دوره تغيير نکند حسابداري محافظه کاري تا ثيري بر سود و نرخهاي بازدهي ندارد. گرينبال (1969) نشان داد که حسابداري حافظه کارانه در تقابل و تعامل با رشد است . در زمان رشددرآمد ها بواسطه محاسبه استهلاک بيشتر (از بابت دارايي هاي اضافه شده) کاهش مي يابد و در نسبت بازدهي داراييهاي ثابت کاهش ديده مي شود ، پس در نتيجه نرخهاي رشد در زمان و غير رشد بيشتر از زمان رشد است. .

روابط بدست آمده طبق مدل اين تحقيق بدنبال نشان دادن اثرات حسابداري محافظه کارانه الزاماً بر کيفيت سود اثر گذار نيست. فرضاً مدير با کاهش سرمايه گذاريها باعث افزايش نرخ بازدهي مي شود لکن اين دليل بر مرغوبيت سود نيست  شاخصهاي سود آوري و كيفيت سود

ما اطلاعات صورتهاي مالي را جهت ايجاد 2 شاخص ارزيابي كيفيت سود مورد استفاده قرار داديم. اولين شاخص براي امتياز دهي به درجه محافظه كاري شركت و شاخص دوم براي امتياز دهي به كيفيت سود متاثر از تركيب اثرات محافظه كاري و تغييرات در فعاليتهاي سرمايه گذاري طراحي شد.

شاخص محافظه كاري (C - Score)

شاخص C-Score اثر محافظه كاري را بر ترازنامه ارزيابي مي كند . جهت بدست آوردن اين شاخص ذخيره هاي برآوردي ايجاد شده بواسطه محافظه كاري را نسبت به خالص داراييهاي عملياتي مي سنجيم:

i = شركت

t = تاريخ ترازنامه

NOA = ارزش دفتري داراييهاي عملياتي به كسر بدهي هاي عملياتي

علت استفاده از خاص داراييهاي عملياتي تاكيد بر تاثير گذاري محافظه كاري هم بر دارايي ها و هم بر بدهي هاي عملياتي است . شاخص مذكور ذخاير ثبت نشده و ايجاد شده بواسطه دارايي ها و بدهي هاي عملياتي در ترازنامه را – شامل ذخيره بدهي هاي مشكوك الوصول ، استهلاك انباشته ، ذخيره كاهش ارزش ، درآمد هاي انتقالي و ذخيره مزاياي بازخريد- شناسايي و محاسبه مي كند.

ما مي خواهيم كيفيت سود ناشي از تغيير در برآوردها را از كيفيت سود ناشي از رويه هاي حسابداري و تغييرات در سرمايه گذاري ها را تفكيك كنيم . براي مثال افزايش ذخيره مطالبات مشكوك الوصوصممكن است از افزايش بدهي ها و يا محافظه كاري و افزايش موقتي در برآوردها منجربه كاهشسود دوره جاري و افزايش سود آتي شود .

البته از آنجايي كه امكان جدا سازي اين دو اثر وجود ندارد ما اين شاخص را بصورت قراردادي طوري تعريف مي كنيم كه حسابداري موارد آن از اختيارات مديريت پس از انقضا موضوع ايمن باشد؛ مانند مانده موجوديها ، هزينه هاي تحقيق و توسعه و تبليغات كه پس از انجم هزينه و يا پس از پايان سال امكان تغيير آن از مديريت گرفته مي شود. .

حسابداري اين موارد پيرو قانونگذاران حسابداري و يا ثبات رويه هاي انتخابي توسط مديريت در مورد موجوديها (لايفو) است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اصول يا ميثاقهاي محدود کننده:

 

• فزوني منابع بر مخارج

 

• اهميت

 

• خصوصيات صنعت

 

• محافظه کاري

 

 

- فزوني منافع بر مخارج

 

گزارشگري مالي فراهم کردن اطلاعات لازم براي تصميم گيري است. اما مخارج تهيه اين اطلاعات نبايد برمنافع آن فزوني يابد.

 

 

گزارشهاي خاص مديريت (3

گزارشهاي خاص به سازمان هاي دولتي (4

ويژگي اساسي اطلاعات حسابداري:

اطلاعات حسابداري در صورتي مفيد خواهد بود كه علاوه بر مستند بودن – قابل رسيدگي بودن و قابل اعتماد بودن ويژگي هاي زير را نيز داشته باشد:

(1مربوط بودن: كليه اطلاعاتي را كه در تصميم گيري نسبت به يك مسئله موثر واقع مي شوند اطلا عات مربوط مي گو يند.

به موقع بودن : اطلاعات حسابداري مي بايست در زمان مناسب در اختيار استفاده كنندگان قرار گيرد. (2

صحيح بودن : ارائه واقعيات در قالب كميت هاي قابل اندازه گيري و بايد با دقت كافي باشد. (3

(4قابل مقايسه بودن : مقايسه عملكرد سنوات (سال ها ) مختلف يك واحد اقتصادي و همچنين عملكرد واحدهاي اقتصادي مختلف براي دوره هاي زماني مشابه هنگامي عملي و مفهوم خواهد بود كه اطلاعات ارايه شده بر مبناي اصول – روشها و تكنيكهاي مشابه و بطور يكنواخت اندازه كيري شده باشداستفاده كنندگان از اطلا عات حسابداري:

-تصميم گيرندگان درو ن سازمان يا داخلي

-تصميم گيرندكان برون سازمان يا خارجي

تصميم گيرندگان درون سازماني : عمدتا" مديران اجرايي مي باشند كه اطلاعات مالي را براي برنامه ريزي – كنترل و تصميم گيريهاي بيشما ر درباره عمليات روزانه سازمان مورد استفاده قرار مي دهند.

تصميم گيرندگان برون سازماني : 1- سهام داران 2- سرمايه گذاران بالقوه 3- بانكهاي يا موسسات اعتباري 4- اقتصاد دانان 5- رقيبان 6- دولت يا حسابداري دولتي

 

اصول و مفروضات پذيرفته شده حسابداري : مفاهيم و اصول حسابداري عبارتست از ميثاق ها – قواعد و دويه هايي كه توسط بشر در طول زمان و در پاسخ به نيازهاي جوامع بشري نسبت به اطلاعات مالي بنا شده و به تدريج تكامل يافته است.

هدف لصلي از تدوين اصول حسابداري ايجاد سيستم يكنواخت براي اعمال روش هاي حسابداري است تا از طريق اطلاعاتي كه در گزارشهاي مالي واحدهاي اقتصادي ارايه مي شود بتوان اين اصول را مقايسه و مفهوم كرد. اصطلاحات ديگري كه معمو لا" به جاي اصول پذيرفته حسابداري به كار مي روند عبارتند از: استاندارد حسابداري يا اصول متداول حسابداري . اصول پذيرفته شده حسابداري از لحاظ او لويت به روش هاي مختلفي طبقه بندي مي شود. اما سه طبقه اصلي به شرح زير وجود دارد الف ) مفاهيم بنيادي يا مفاهيم حسابداري (اصول فراگير )

ب ) مباني يا اصول حسابداري (اصول كلي عمليا

ج )روشهاي حسابداري (اصول تفصيلي)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به طور كلي با توجه به طبقه بندي فوق مي توان 4 فرض بسيار مهم و چند اصل مهم را به شرح زير بررسي كر:.

(1فرض تفكيك شخصيت: در حسابداري هر واحد اقتصادي به عنوان يك واحد مجزا از ما لك يا مالكان آن موسسه يا ساير موسسات در نظر گرفته مي شود بر همين اساس دو نوع شخصيت در حسابداري قابل بررسي است . 1- شخصيت حقيقي (انسان ) 2- شخصيت حقوقي (شركت يا موسسه )

(2فرض واحد اندازه گيري : اين فرض بد ين معني است كه نتايج معاملات و عمليات مالي يك موسسه مي توا ند بر حسب واحد پول اندازه گيري و گزارش شود.

(3فرض دوه مالي : اگر چه نمي توان نتايج واقعي يك واحد اقتصادي را مشخص كرد (تا زمان انحلال يا تسويه حساب شركت ) اما استفاده كنندگان از اطلاعات حسابداري نيز نمي توانند تا زمان تعطيل شدن شركت صبر كنند بر همين حساب تهيه گزارشات مالي در دو ره زماني مشخص ضروري است. عمر يك واحد اقتصادي به دوره هاي زماني مساوي تقسيم مي شوند هر دوره را اصطلا حا" دوره حسابداري مي نامند . اين دوره ممكن است 3 يا 6 ماه يا يك سال باشد.

نكته : هر دوره حسابداري را كه دوازده ماه متوالي طول بكشد سال مالي مي گو يند.

(4فرض تداوم فعاليت : اين فرض بدين معني است كه فعاليت موسسه در آينده قابل پيش بيني و استمرار مي باشد و قصد تعطيل كردن موسسه يا انحلال آن و جود ندارد اين اصل به مفهوم دوام و بقاي دائمي موسسه نيست بلكه پيش فرضي حاكي از تداوم يك دوره زماني كافي براي اجراي عمليات انجام قرار داد ها و ايفاي تعهداتي موسسه است.

اصل بهاي تمام شده : در ثبت معاملات و عمليات مالي كه موسسه علاوه بر مفرو ضات اصل بهاي تمام شده نيز مد نظر قرار مي گيرد طبق اين اصل تمامي كالاها و خدماتي كه كسب مي شوند به جاي قيمت هيا جاري بازار بايد به بهاي تمام شده ثبت و بر همين اساس در صورت هاي مالي منعكس شوند.

اصل حاكميت قانون (2

اصل مقا بله هزينه ها با در آمد ها (3

 

(Accenting) اصل محافظه كاري (4

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

conservatism محافظه کاري

 

احتياط به بياني نوعي کنترل و محدوديت براي  اعمال محافظه کاري ميباشد.بعنوان مثال بر اساس محافظه کاري ما براي مطالبات خود(که احتمال عدم وصول انها وجود دارد) بايد ذخيره در نظر بگيريم. اگر ما براساس درصدي از مانده بدهکاران ذخيره در نظر بگيريم اينجا اين سئوال مطرح ميشود که چند درصد؟زيرا گرفتن هر در صد خاصي بر روي سود و زيان ما تاثير گذار است. در اينجا بر اساس احتياط بايد در صدي در نظر بگيريم که تا حد امکان بيانگر واقعيت باشد. يعني بر اساس احتياط ما درصدي که براي احتساب ذخيره مطالبات مشکوک الوصول در نظر ميگيريم تا حد امکان صحيح و  گوياي واقعيت باشد.

 

معمولا اين بحث در حسابرسي هم به نوعي مطرح ميشود .در حسابرسي ميگويند که يکي از راههاي کنترل بر اوردهاي مديريت منطقي بودن در شرايط موجود ميباشد.يعني در کنترل و برر سي براوردهائي که مديريت واحد تجاري بعمل اورده است با يد به اين نکته توجه داشت که باتوجه به  شرايط موجود در آن زمان تا حد امکان منطقي بوده و گوياي واقعيت باشد که بيشتر در راستاي

اصل ا ميت 2-

 

به موجب اصل ا ميت در مورد مبالغ واقلامي که بنابر وضعيت،محيط وعملکرد موسسه، جزيي و ناچيز محسوب مي شوند، مي توان از اعمال دقيق اصول حسابداري خودداري کرد.

 

 

اصل محافظه کاري 3-

 

محافظه کاري بدين است که در شرايط ابهام، اعمال قضاوت براي انجام برآورد به نحوي صورت گيرد که درآمدها يا دارائيها بيشتر از واقع وهزينه ها يا بدهيها کمتر از ارائه نشود.

 

 

محافظه کاري عبارت است از کاربرد درجه اي از مراقبت که جهت انجام برآورد در شرايط ابهام موردنياز است به گونه اي که درآمدها يا دارائيها بيشتراز واقع وهزينه ها کمتر از واقع ارائه

 

 

                                              اين مطلب گردآوري شده  جالب نتيجه تلاشهاي فوق العاده آقاي مير يونس حقي مي باشد.مقدمه:

        مديريت فرآيند تصميم گيري است و تصميم گيري نيازمند اطلاعات است. از ميان اطلاعات گوناگوني كه مديران براي اخذ تصميمات خود بدان نيازمندند، اطلاعات مالي جايگاه ويژه اي دارد، چرا كه اكثر قريب به اتفاق تصميمات مديران مستقيما آثار و پيامدهاي مالي داشته و يا بطور غير مستقيم وضعيت مالي موسسه را تحت تاثير قرار مي دهند. اطلاعات مالي و حسابداري ابزار ارزشمندي جهت تصميمات مربوط به تامين، تخصيص و كنترل منابع اقتصادي در اختيار مديران قرار مي دهد.

       هر يك از دستگاههاي اجرايي كشور عهده دار انجام برخي از وظايف دولت هستند و لذا براي ايفاي وظايف محوله، بودجه اي در قالب اعتبار مصوب از محل بودجه كل كشور در اختيار آنها گذاشته مي شود تا پس از تخصيص اعتبار و دريافت وجه از خزانه براساس مقررات موضوعه و جهت تحقق اهداف معين دستگاه آن را به مصرف برسانند.

     حسابداري فقط با وقايعي كه بتوان آن را با پول اندازه گيري كرد، سروكار دارد. باين ترتيب بسياري از رويدادها و واقعيتهاي مهم يك سازمان كه قابل بيان به زبان پول نيستند در دفاتر مالي آن ثبت و ضبط نمي شوند.

 

 

 

حسابداري يك نظام اطلاعاتي مالي است:

       اين نظام اطلاعات مالي مجموعه اي از روشها و قواعدي است كه از طريق آن اطلاعات مالي مربوط به يك موسسه، جمع آوري، طبقه بندي و به نحو قابل فهم و ساده اي در قالب گزارشهاي مالي خلاصه و گزارش مي شود تا بتواند در تصميم گيريهاي مديران و در تحقق اهداف موسسه مورد استفاده قرار گيرند.

نتيجه آنكه حسابداري ابزار تصميم گيري و مديريت است و نظام حسابداري هر سازمان تابع نيازهاي اطلاعاتي آن سازمان مي باشد.

 

تعريف حسابداري دولتي:

     حسابداري دولتي نظامي است كه اطلاعات مالي مربوط به فعاليتهاي وزارتخانه ها و موسسات دولتي را بمنظور تصميم گيري صحيح مالي و كنترل برنامه هاي مصوب بودجه سالانه و منابع مالي مورد استفاده دولت، جمع آوري، طبقه بندي، تلخيص و گزارش مي نمايد.

    در تعريف بالا تاكيد بر برنامه هاي مصوب سالانه و منابع مالي دولت شده است به دليل آنكه كنترل بودجه و منابع مالي دولت از اصول بنيادين حساباري دولتي است.

در حسابداري دولتي مراحل حسابداري براي كنترل برنامه مصوب سالانه و نيز جلوگيري از تداخل منابع مالي مورد استفاده به كار گرفته مي شود. پس كنترل بودجه از اصول بنيادي حسابداري دولتي است

 

 

 

 

مشخصات يك موسسه دولتي: موسسه دولتي بايستي حتما همه مشخصات ذيل را داشته باشد وگرنه موسسه دولتي نيست:

  . -تشكيلات و سازمان مشخصي داشته باشد .  به موجب قانون تشكيل شده باشد

زير نظر يكي از قوا باشد.

.  عنوان وزارتخانه نداشته باشد.

شركت دولتي : به واحد سازماني مشخصي گفته مي شود كه با اجازه قانون تشكيل شده و بيش از پنجاه درصد از سرمايه آن متعلق به دولت باشد:

 

تفاوت سازمانهاي انتفاعي و بازرگاني با سازمانهاي غير انتفاعي دولتي:

1-انگيزه: هدف اصلي تشكيل سازمانهاي بازرگاني عموما سود است اما سازمانهاي دولتي بنا به ضرورتهاي اجتماعي و قانوني تاسيس مي شوند و سود نمي تواند انگيزه اي براي تشكيل آنان باشد.

   2-مالكيت: مالكيت سازمانهاي دولتي اصولا عمومي است و سهامداران آن همه مردم كشور مي باشند و مالكيت فردي يا بصورت سهام قابل خريد و فروش در سازمانهاي دولتي وجود ندارد  : منابع مالي 3-

                         . در موسسات دولتي عموما از طريق ماليات تامين مي شود

                          در موسسات بازرگاني از طريق سهامداران خصوصي تامين مي شود 4-

در سازمانهاي دولتي هزينه ها با درآمدها مربوط نيستند.

5-هدف از وصول ماليات بيشتر توسط دولت تمركز ثروت نيست بلكه هدف توزيع عادلانه ثروت و تقويت بنيه مالي براي خدمات بيشتر به جامعه است.

 

سيستم حسابداري مورد استفاده متناسب با اين ضرورت تغيير نمايد. بنابراين حسابداري حسابهاي مستقل در

 

 

 

 

 

 

 

انواع هزينه ها در هر يك از مراكز هزينه :اولين گام در جهت محاسبه بهاي تمام شده محصولات، جمع آوري هزينه هاي انجام شده در هر يك از مراكز هزينه است.

الف: هزينه مواد اوليه : هر ماده اي كه در توليد محصول نقش مستقيم داشته و قسمتي از محصول نهايي را تشكيل دهد، ماده اوليه نام دارد. برخي مواد را در فرآيند توليد نقش كمكي و تسهيل كنندگي را دارند نمي توان بعنوان مواد اوليه طبقه بندي كرد بلكه آنها ساير هزينه هاي توليد محسوب مي شوند.

ب: هزينه كار: مثل هزينه هاي حقوق و دستمزد نيروي انساني بكار گرفته شده كه مي تواند بصورت هزينه كار واقعي " ليست حقوق" و هزينه كار جذب شده باشد.

ج : هزينه سربار : مثل هزينه استهلاك – سوخت – تعميرات ماشين آلات – هزينه مواد و كار غير مستقيم و بطور كلي هزينه هاي مراكز خدماتي كه مجموعا هزينه هاي سربار يا بالاسري مي نامند.