سود هر سهم : چالش های محاسبه و فرصت های بهبود

سود خالص یا سطر آخر (Bottom line)، توجه عده کثیری از محققین و پژوهشگران حسابداری و علوم مالی را به خود معطوف کرده است . مقالات و بحث های بسیار زیادی پیرامون سود و سود هر سهم (EPS)[i][i] وجود دارد . عده ای ارتباط سود هر سهم (EPS) و سود پرداختی هر سهم(DPS)[ii][ii] را با قیمت سهام بررسی می کنند. عده ای دیگر محتوای اطلاعاتی سود پیش بینی شده هر سهم شرکتها را مورد مطالعه قرار می دهند. بعضی نیز کیفیت EPS را مورد توجه قرار می دهند و بر روی طبقه بندی مجزای اقلام تشکیل دهنده آن تأکید می ورزند. گروهی دیگر بحث درجه نقد شوندگی سود هر سهم را بیان می کنند . گروهی خواستار محاسبه محافظه کارانه ترین سود هر سهم هستند .
سود هر سهم (EPS) یکی از آماره های مالی بسیار مهم است که مورد توجه سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد. سود هر سهم نشان دهنده سودی است که عاید هر سهم عادی می شود و اغلب برای ارزیابی سود آوری و ریسک مرتبط با سود و نیز قضاوت درخصوص قیمت سهام استفاده می شود. در بسیاری از کشورهای جهان، اهمیت این رقم به حدی است که آن را به عنوان یکی از معیارهای اساسی مؤثر در تعیین قیمت سهام می دانند و در مدلهای ارزشیابی سهام نیز به طور گسترده ای از آن استفاده می شود.
در حال حاضر شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طبق بخشنامه های بورس ، ملزم به ارائه اطلاعات EPS واقعی و پیش بینی و افشاء تغییرات بعدی در پیش بینی ها می باشند، ولی استاندارد حسابداری خاصی درخصوص نحوه محاسبه و گزارش EPS وجود ندارد . فقط در استاندارد شماره یک ، محاسبه عایدی هر سهم بر مبنای تعداد سهام در تاریخ ترازنامه و افشای آن در صورت سود و زیان یا در یاددشت های توضیحی الزامی شده است . اخیرا سازمان حسابرسی ، تدوین پیش نویس استاندارد خاصی را در این زمینه آغاز نموده است كه انتظار می رود بهبودی در گزارشگری مالی باشد.
در آمریکا بیانیه شماره ۱۲۸ هیئت استانداردهای حسابداری مالی[iii][iii] و در سطح بین المللی استاندارد حسابداری[iv][iv] شماره ۳۳ ، نحوه محاسبه و افشای سود هر سهم را مشخص می کنند . استاندارد بین المللی شماره ۳۳ در سال ۲۰۰۴ مورد تجدید نظر قرار گرفت . هیئت استانداردهای حسابداری مالی آمریکا (FASB) نیز در واکنش به طرح موضوعات جدیدی مانند ابزارهای مالی پیچیده و لزوم شفاف سازی هر چه بیشتر آثار محاسباتی این ابزارها ، در سود پایه هرسهم(BEPS)[v][v]و سود تقلیل یافته هر سهم(DEPS)[vi][vi] و همچنین در جهت همگرایی[vii][vii] با استانداردهای بین المللی، در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۵ پیش نویس پیشنهاد اصلاح بخشهایی از بیانیه شماره ۱۲۸ را منتشر کرد.
موضوع مطرح در این پیش نویس[viii][viii] از آن جهت حائز اهمیت است که بحث های بسیار زیادی در مورد نحوه برخورد با برخی ابزارهای مالی مطرح می باشد ، مثل سهام قابل انتشار مشروط[ix][ix]، ابزارهای مالی قابل تبدیل اجباری[x][x]، آپشن (اختیار معامله)[xi][xi] و وارانت (اختیار خرید سهام)[xii][xii] و قراردادهایی که در آینده ممکن است با وجه نقد یا سهام تسویه شوند[xiii][xiii] . در حقیقت نوعی احساس نیاز به ارائه رهنمودی عملی برای محاسبات سود پایه و تقلیل یافته هر سهم در صورت وجود ابزارهای فوق، در حرفه حسابداری پیش آمده است.
در این مقاله اهمیت EPS ، کاربردها و محدودیت های آن ، سابقه قانون مندی EPS و تلاش های انجام شده برای همگرایی بین المللی در استانداردهای حسابداری سود هر سهم مورد بحث قرار می گیرد تا تحلیلی جامع پیرامون این موضوع مهم شکل گیرد . در ادامه با نگاهی انتقادی پیش نویس اصلاحات پیشنهادی در استاندارد آمریکا مورد بررسی قرار می گیرد .
همچنین به دلیل لغو APB شماره ۱۵ و جایگزینی آن با SFAS شماره ۱۲۸ که انطباق زیادی با استاندارد بین المللی شماره ۳۳ دارد ، چگونگی محاسبه سود هر سهم بر اساس دو استاندرد مذکور تشریح شده است تا خلا اطلاعاتی مرتبط با روش های جدید محاسبه سود هر سهم رفع گردد . واقعیت این است که به دلیل عدم تجدید نظر در نشریه ۹۴ سازمان حسابرسی ، در بسیاری از دانشگاه های کشور هنوز APB منسوخ شده شماره ۱۵ تدریس می شود .
● اهمیت EPS و کاربردهای آن
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد ، یک فرآیند تحلیلی پیچیده می باشد. با توجه به تفاوت ارقام سود شرکتهای مختلف و نیز تغییر ارقام سود یک شرکت در طی دوره های زمانی مختلف، مقایسه پذیری این ارقام تا حدودی مشکل می باشد. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود ، تبدیل آن به یک مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی گردد، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند تا سودمندی EPS را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکتها و طی دوره های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقاء دهند.
▪ براساس تحقیقات تجربی انجام شده در سایر کشورها، EPS استفاده های زیر را دارد :
۱- ارزیابی، تعیین و قضاوت درخصوص قیمت سهام. تحلیل گران مالی با ضرب EPS در رقم P/E درخصوص پایین یا بالا بودن قیمت سهام قضاوت می کنند. این دو رقم به طور گسترده در تصمیمات سرمایه گذاری استفاده می شود و حتی بورس اوراق بهادار نیز بر همین مبنا در خصوص معقول بودن قیمت، قضاوت می کند . به دلیل اهمیت EPS، ضروری است رویکردی یکنواخت برای محاسبه آن وجود داشته باشد.
۲ـ پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن ، بر قیمت سهام تأثیر دارد. سهامداران و تحلیل گران ، EPS های گزارش شده را برای بر آورد EPS های آینده و برآورد نرخ رشد آتی به کار می برند و در واقع توان زایش ثروت شرکت را ارزیابی می کنند.
۳- ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام. یکی از معیارهای قضاوت درخصوص توان پرداخت سود سهام در زمان حال و آینده، مبلغ EPS می باشد. اگر چه سایر ملاحظات مالی و سرمایه گذاری ، در تعیین خط مشی تقسیم سود مؤثر است ولی مسلم است که بدون وجود سود، امکان پرداخت سود سهام نمی باشد.
۴- قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت می باشد. اگر چه جریان های نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است ، ولی اعتقاد بر این است که EPS معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سالهای مختلف و نیز با رقبا می باشد.
۵- برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود. بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه ای از نظم در یک محدوده زمانی آتی می رود را قدرت سودآوری می گویند. بیشتر مدلهای ارزیابی به نحوی قدرت سودآوری را از طریق یک عامل یا ضریب که هزینه سرمایه و نیز ریسک و بازده های مورد انتظار آتی را در بر می گیرد، سرمایه ای می کنند. EPS در صورتی برای ارزیابی قدرت سودآوری مناسب است که با تأکید بر اقلام مستمر سود و زیان محاسبه شده باشد. تحلیل گران بر شناسایی اجزائی از جریان درآمد و هزینه تمرکز می کنند که با ثبات و قابل پیش بینی باشند.
۶- نسبت P/E (قیمت به سود) یکی از خلاصه های مهم مالی است که براساس سود هر سهم محاسبه می شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری را نشان می دهد .
● محدودیت های EPS
تأکید شده است که کاربران اطلاعات مالی صرفاً بر یک رقم، EPS، تمرکز ننموده و از سایر اطلاعات نیز در مدل های تصمیم گیریشان استفاده نمایند. با این وجود حتی در استفاده از EPS به همراه سایر اطلاعات نیز باید به محدودیت هایی که در اندازه گیری آن وجود دارد، توجه شود. محدودیت های EPS به شرح زیر است :
۱- EPS مبتنی بر سود تاریخی است. مدیریت ممکن است در گذشته تصمیماتی گرفته باشد که سود جاری را افزایش دهد، ولی در آینده رشد سود کاهش یابد. بنابراین رشد EPS نمی تواند پیش بینی کننده قابل اتکایی برای نرخ رشد آتی باشد. به عبارت دیگر به کیفیت سود نیز باید توجه شود.
۲- EPS بدون توجه به تورم محاسبه می شود. نرخ رشد واقعی EPSممکن است متفاوت از نرخ رشد اسمی آن باشد.
۳- EPS متأثر از انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات توسط مدیریت است و این امر بر مقایسه بین شرکتها تأثیر می گذارد.
۴- با توجه به این که تغییر پذیری سود، نشانه ای از ریسک شرکت می باشد و باعث نوسان قیمت بازار سهام می گردد، مدیران تمایل به هموارسازی سود از طریق انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات دارند. بنابراین EPS ممکن است متأثر از صلاحدید مدیران باشد.
۵- EPS متأثر از ساختار سرمایه است. مثلاً تغییرات در تعداد سهام ناشی از صدور سهام جایزه (سود سهمی) بر مبلغ EPS دوره های جاری و گذشته تأثیر می گذارد و این مسئله مقایسه بین شرکتها را مشکل می نماید.
● سابقه قانون مندی EPS
EPS به عنوان یکی از خلاصه های مالی مهم از مدت ها قبل توسط تحلیل گران مالی و نیز سرمایه گذاران تهیه و استفاده می شده است. در آوریل ۱۹۵۸ کمیته روش های حسابداری در آمریکا با انتشار ARB [xiv][xiv] شماره ۴۹ تحت عنوان سود هر سهم شرکتهایی که سهام آنها توسط عموم معامله می شد را ملزم به افشای اطلاعات سود هر سهم نمود. در دسامبر ۱۹۶۶ نظریه APB[xv][xv] شماره ۹ هیئت اصول حسابداری ، تحت عنوان گزارش نتایج عملیات جایگزین استاندارد قبلی شد و هیئت ارائه سود هر سهم در متن صورت سود و زیان را الزامی نمود. در اواسط دهه ۱۹۶۰ که موج ادغام ها با استفاده گسترده از اوراق بهادار قابل تبدیل، به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی شدت یافت ، توجه تحلیل گران و حسابداران به مخرج کسر EPS یعنی تعداد سهام عادی که سود بر آن تقسیم می شود، جلب شد . مشخص گردید که رویه رایج فقط تعداد سهام در جریان را در نظر گرفته و توجهی به اثرات تقلیل دهندگی ذاتی اوراق بهادار قابل تبدیل نداشت و این مسئله اغلب منجر به ارائه بیش از واقع EPS می گردید.مدیران شرکتهای جذب و ادغام کننده دریافتند که امکان خرید سود یک شرکت از طریق واگذاری اوراق بهادار قابل تبدیل کم بازده که در واقع بیانگر منافع مالکیت انتقالی به آینده است، وجود دارد. چنین رشدی در سود باعث افزایش ارزش سهام می شد.انتقاد از روش محاسبه EPS باعث شد هیئت اصول حسابداری در مه ۱۹۶۹ نظریه APB شماره ۱۵ تحت عنوان «سود هر سهم» را منتشر نماید. این استاندارد ضوابط پیچیده ای جهت محاسبه EPS وضع نمود.پیچیدگی روش های محاسبه به گونه ای بود که هیئت تا سال ۱۹۷۱ بالغ بر ۱۰۲ بیانیه تفسیری در مورد آن منتشر نمود. طبق استاندارد جدید ، برای شرکتهای بدون اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام، یک رقم EPS پایه و برای شرکتها با اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام (شرکتها با ساختار سرمایه پیچیده) دو رقم سود اولیه(PEPS)[xvi][xvi] و کاملاً تقلیل یافته(FDEPS)[xvii][xvii] هرسهم ، بایستی محاسبه و در متن سود و زیان افشاء می شد. این نحوه محاسبه و افشاء تا سال ۱۹۹۷ پا بر جا بود.
در فوریه ۱۹۹۷ هیئت استانداردهای حسابداری مالی بیانیه شماره ۱۲۸ را تحت عنوان «سود هر سهم» منتشر نمود که جایگزین نظریه شماره ۱۵ APB شد. این استاندارد روش های محاسبه سود هر سهم را تا حد زیادی ساده نمود و محاسبه سود پایه هر سهم (BEPS) و سود تقلیل یافته هر سهم (DEPS) را به ترتیب جایگزین محاسبه سود اولیه هر سهم (PEPS) و سود کاملاً تقلیل یافته هر سهم (FDEPS) نمود.
در انگلستان نیز SSAP [xviii][xviii] شماره ۳ تحت عنوان «سود هر سهم» در فوریه ۱۹۷۲ منتشر شد و شرکتهایی که سهام آنها به صورت عمومی مبادله می گردید را ملزم به تهیه و ارائه EPS نمود. در آگوست ۱۹۹۰ ، FRS[xix][xix] شماره ۳ تحت عنوان «گزارشگری عملکرد مالی» منتشر شد که تجدید نظری نیز در استاندارد قبلی محسوب می شد. در اکتبر ۱۹۹۸ FRS شماره ۱۴ تحت عنوان «سود هر سهم» منتشر شد. انتشار استاندارد جدید در راستای یکنواخت کردن روش های محاسبه EPS در سطح بین المللی و متعاقب انتشار استاندارد بین المللی شماره ۳۳ در ژانویه ۱۹۹۷ می باشد.
در ایران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، ملزم به ارائه پیش بینی سود هر سهم[xx][xx] به بازار می باشند. در حال حاضر اجزای پیش بینی شامل سود عملیاتی، سایر درآمدها و هزینه ها و اطلاعات مقایسه ای نیز ارائه می گردد. مطابق مقررات بورس تهران ، شرکت ها باید حداقل ۵ بار در سال (قبل از شروع سال مالی، براساس عملکرد ۳ ماهه اول، ۶ ماهه، ۹ ماهه و ۱۲ ماهه) پیش بینی خود را اعلام نمایند. مسئولین بورس بارها نارضایتی خود را از تأخیر در ارائه اطلاعات سود هر سهم، عدم شفافیت پیش بینی ها، تأخیر در اعلام دلایل تعدیل پیش بینی سود هر سهم، غیرواقعی بودن پیش بینی های اعلام شده و عدم وجود ابزار مناسب جهت برخورد با این نوع بی انظباطی ها اعلام نموده اند ( بیدختی ، ۱۳۸۰).
در ایران قابلیت اتکاء اطلاعات ارائه شده به دلیل رویه های متفاوت ارائه اطلاعات (جسورانه، محافظه کارانه و واقع گرایانه) باید توسط سهامداران بررسی و با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد.پیش بینی EPS از محورهای مهم تصمیم گیری در مورد وضعیت شرکت می باشد و برای قیمت گذاری سهام، از اطلاعات EPS استفاده زیادی صورت می گیرد. در بسیاری از گزارش های مالی ، اطلاعات EPS در متن صورتهای مالی و یا در یادداشت های پیوست افشاء نمی شود.
● ضرورت قانون مندی افشای اطلاعات
بسیاری از استدلال های ارائه شده درخصوص قانونمندی افشاء اطلاعات توسط شرکتها بر این موضوع تأکید دارد که سرمایه گذاران و بازار سهام به طور کلی، توانایی تشخیص شرکتهای کارا از شرکتهای کمتر کارا را ندارد. بعضی از دلایل ارائه شده برای این ناتوانی در تشخیص به شرح زیر می باشد :
۱- کنترل انحصاری اطلاعات توسط مدیریت. اغلب ادعا می شود که مدیران بر منابع اطلاعات کنترل داشته و قادرند به روش ها و مقادیر مختلف اطلاعات را ارائه و قیمت های سهام را دستکاری نمایند. وضع مقرراتی که افشای اطلاعات را اجباری نماید منجر به بهبود توانایی بازار در ایجاد تمایز بین شرکتها در تخصیص بهتر منابع می شود.
۲- جزمی گری (دگماتیسم)[xxi][xxi]. طبق فرضیه جزمی گری، سرمایه گذاران صرف نظر از روش های حسابداری متفاوت مورد استفاده برای محاسبه سود، ارقام سود را به نحو مشابهی تفسیر می کنند. یک تعبیر از فرضیه جزمی گری این است که سرمایه گذاران به دلیل این که تعدیل ارقام سود متضمن هزینه است، بین روش های مختلف محاسبه سود تمایز قائل نمی شوند. یک تعبیر دیگر از فرضیه این است که سرمایه گذاران غیرمعقول عمل می کنند هر چند که در اقتصاد فرض می شود که افراد منطقی عمل می کنند.
۳- تنوع روش ها. یکی از دلایل دیگر ناتوانی بازار در فرق گذاری بین شرکتهای کارا و کمتر کارا تنوع روش هاست. فرض می شود به دلیل غیر حرفه ای بودن بسیاری از سرمایه گذاران، آنها قادر به درک روش های متفاوت و تمایز بین آنها نمی باشند. استدلال می شود که وضع مقررات افشا و ایجاد یکنواختی باعث افزایش رفاه اجتماعی (از طریق کاهش هزینه های افشاء و استفاده از اطلاعات) می گردد.
۴- فقدان عینیت. طبق رویه ی جاری، روش های مختلف حسابداری منجر به ارقام متفاوت درخصوص واقعیت های مشابه می گردد. دلیل این امر آزادی عمل حسابداران در انتخاب روش های مختلف می باشد. وضع مقررات باعث ایجاد یکنواختی می گردد و اطلاعات انعکاسی از واقعیت خواهد بود.
استدلال های ارائه شده درخصوص ضرورت قانونمندی افشای اطلاعات حسابداری تا حد زیادی در مورد وضعیت فعلی محاسبه و گزارش EPS صادق است.
[xxii][i] Earning Per Share [xxiii][ii] Dividend Per Share [xxiv][iii] Financial Accounting Standards Board [xxv][iv] International Accounting Standard [xxvi][v] Basic Earning Per Share [xxvii][vi] Diluted Earning Per Share [xxviii][vii] Convergence [xxix][viii] Exposure Draft [xxx][ix][۱][ix] Contingently issuable shares [xxxi][x] Mandatorily convertible instruments [xxxii][xi] Option [xxxiii][xii] Warrant (تفاوت اصلی اختیار معامله (option) با اختیار خرید سهام (warrant) این است که اختیار معامله به طور گسترده در بازارهای مالی به عنوان یک ابزار مصون سازی استفاده می شود و صادر کننده آن لزوما شرکت صادر کننده سهام نیست . ولی در مورد اختیار خرید سهام ، در صورت اعمال ، شرکت صادر کننده آن ملزم به انتشار سهام خود می باشد . ) [xxxiv][xiii] contracts that may be settled in cash or shares [xxxv][xiv] Accounting Research Bulletins [xxxvi][xv] Accounting Principle Board [xxxvii][xvi] Primary Earning Per share [xxxviii][xvii] Fully Duiluted Earning Per share [xxxix][xviii] Statement of Standard Accounting Principle [xl][xix] Financial Reporting Standard [xli][xx] در بخشنامه های بورس از اصطلاح درآمد هر سهم استفاده شده است. [xlii][xxi] Functional Fixation دکتر علی رحمانی (مدرس دانشگاه علامه طباطبایی) بهروز بختکی (دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی)
اوراق قرضه و سهام ممتاز

اوراق قرضه اسنادی است كه به موجب آن شركت انتشار دهنده تعهد می كند مبالغ معینی (بهره سالانه) را در زمانهایی خاص به دارنده آن پرداخت كند و در موعد مقرر (سررسید) اصل مبلغ را باز پرداخت كند.

 

 

 

 

▪ شباهت این دو نوع اوراق: هر دو وسیله تامین مالی بلند مدت هستند و در آمد ناشی از سرمایه گذاری در این اوراق ثابت است.

▪ تعریف اوراق قرضه: اوراق قرضه اسنادی است كه به موجب آن شركت انتشار دهنده تعهد می كند مبالغ معینی (بهره سالانه) را در زمانهایی خاص به دارنده آن پرداخت كند و در موعد مقرر (سررسید) اصل مبلغ را باز پرداخت كند.

▪ ویژگی های اوراق قرضه:

۱- سند بستانكاری: دارنده اوراق به عنوان بستانكار حق دریافت اصل و بهره آن را دارد ولی هیچ مالكیتی در شركت ندارد.

۲- تاریخ سر رسید معین،

۳- ارزش اسمی.

۴- اولویت: اگر شركت منتشر كننده اوراق قرضه ورشكست شود و دارندگان اوراق قرضه در رابطه با دریافت اصل و فرع خود بر صاحبان سهام عادی حق تقدم دارند.

۵- وثیقه: معمولاً انتشار اوراق قرضه با وثیقه همراه است. (مثلاً زمین و ساختمان شركت وثیقه اوراق باشد)

۶- حق رای: دارندگان اوراق قرضه در تصمیم گیریهایی شركت حق رای ندارند مگر در صورت عدم رعایت شرایط قرار داد قرضه كه می توانند بر فعالیت های شركت اعمال قدرت نمایند.

۷- امین دارندگان اوراق قرضه: شخص سوم طرف قرار داد است كه به نمایندگی از طرف دارندگان اوراق قرضه بر اجرای تعهدات شركت نظارت می كند.

۸- نرخ بهره: در گذشته اوراق دارای بهره ثابت بوده ولی اكثر اوراق جدید دارای نرخ بهره شناور (متغیر با توجه به نرخ بهره سایر اوراق رایج در بازار) هستند.

▪ نقش امین: وظایف بانك یا سازمان امین عبارتست از:

الف- امضای تمام اوراق قرضه.

ب- گرفتن اصل و فرع وجوه و پرداخت آن به دارنده اوراق

ج- دارایی هایی كه در گروه اوراق قرضه است در رهن امین قرار می گیرد.

د- مطلع نموددن دارندگان اوراق در صورت نقض مفاد قرار داد.

▪ واحد اندازه گیری قیمت و بهره اوراق قرضه:

قیمت اوراق قرضه بر مبنای درصد ارزش اسمی آنها بیان می شود. و برای بیان تغییرات قیمت آن از سیستم واحد و یك صدم واحد استفاده می شود.

برای بیان نرخ بهره اوراق از سیستم اعشاری استفاده می شود.

▪ اوراق قرضه با نام و بی نام:

در اوراق قرضه با نام، اسم و آدرس صاحب ورقه در دفاتر شركت انتشار دهنده ثبت می شود و نقل و انتقال آن در صورتی مسیر است كه صاحب آنها اسناد و مدرك انتقال را امضا كند.

اوراق قرضه بی نام معمولاً متعلق به دارنده آن است و مالكیت آن در جایی ثبت نمی شود و تغییر مالكیت آن از طریق دست به دست شدن اوراق است.

▪ اوراق قرضه با نرخ بهره صفر:

دارندگان این اوراق پولی بعنوان بهره دریافت نمی كنند و به همین دلیل این نوع اوراق به صورت تنزیلی و به قیمتی كمتر از ارزش اسمی فروخته می شود. این اوراق برای سرمایه گذار و انتشار دهنده جالب است زیرا سرمایه گذار مجبور به سرمایه گذاری مجدد وجه دریافتی خود نیست و شركت انتشار دهنده نیز تفاوت بین ارزش اسمی و قیمت فروش را به روش خط مستقیم مستهلك می كند و آن را بعنوان هزینه بهره سال (بدون پرداخت بهره) از در آمد مشمول مالیات خود كسر می كند.

▪ درجه بندی ریسك اوراق قرضه:

منظور از ریسك اوراق قرضه احتمال عدم توانایی شركت در پرداخت به موقع بهره یا اصل مبلغ قرضه است. درجه ریسك اوراق قرضه منتشره توسط موسسه S&P تعیین می شود. این موسسه اوراق را به ده گروه تقسیم می كند. بالاترین درجه گروه AAA و پایین ترین درجه گروه D است.

اوراق با درجه AAA كمترین ریسك را دارد. نرخ بازده تا سر رسید اوراق قرضه ای كه در یك گروه قرار می گیرد تقریباً یكسان است؛ اوراق قرضه كه درجه آنها BB یا كمتر است به اوراق قرضه بنجل معرفند. انتشار اوراق قرضه برای شركت زمانی مفید است كه اوراق آن دارای درجه AAA یا AA باشد چون می تواند هزینه بهره خود را به حداقل برساند.

▪ تامین سرمایه از طریق انتشار اوراق بهادار با بازده ثابت:

نرخ بازده سرمایه گذاری شركت باید بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا مقدار سود هر سهم كاهش نیابد. تامین مالی از طریق اوراق قرضه با بازده ثابت باعث افزایش درجه اهرم مالی خواهد شد.

اگر نسبت های مالی نشان دهند كه ریسك مالی شركت تغییر زیادی نكرده ارزش بازار سهام افزایش می یابد و در نتیجه ثروت سهامدار زیاد می شود ولی اگر نسبت های مالی نشان دهد كه تامین مالی از طریق انتشار اوراق قرضه باعث افزایش ریسك مالی شركت شده ارزش سهام شركت كاهش می یابد.

▪ قرار داد اوراق قرضه:

شرایط مندرج در قرار داد را به چهار دسته تقسیم می كنند:

۱- شرای عمومی: شامل ویژگی های اصلی اوراق مثل نرخ بهره، تاریخ سر رسید، نحوه پرداخت بهره، نام موسسه امین

۲- موارد مربوط به وثیقه: شامل مشخصات دارایی مورد وثیقه و اولویت دارندگان اوراق قرضه.

۳- شرایط مربوط به حفظ منافع دارندگان اوراق قرضه: اقداماتی كه دارنده و موسسه امین در صورت ورشكستگی جهت دریافت طلب خودانجام می دهند.

۴- شرایط باز پرداخت اوراق قرضه: شامل قیمت باز خرید، زودترین و دیرترین زمان باز خرید، ضریب تبدیل به سهام عادی در صورت قابل تبدیل بودن.

▪ مزایای اوراق قرضه:

۱- هزینه خاص سرمایه مربوط به اوراق قرضه از هزینه خاص سرمایه مربوط به سهام ممتاز كمتر است. زیرا ۱- هزینه بهره هزینه قابل قبول مالیاتی است. ۲- ریسك اوراق قرضه از ریسك سهام ممتاز كمتر است بنابراین نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذار نیز كمتر است.

۲- ارجحیت بروامهای كوتاه مدت تجدید شدنی.

۳- قابلیت باز خرید و انتشار اوراق جدید با نرخ بهره كمتر

۴- نداشتن ادعای مالكیت و حق رای

۵- فروش اوراق قرضه نوعی اهرم مالی به وجود می آورد

▪ معایب اوراق قرضه:

۱- كاهش سود هر سهم در صورتیكه بازدهی بیشتر از هزینه بهره اوراق قرضه به دست نیاید.

۲- احتمال ورشكستگی به علت ناتوانی در پرداخت به موقع تعهدات قرضه.

۳- ناتوانی در گرفتن وام های دیگر در صورت افزایش ریسك مالی و هزینه سرمایه شركت.

۴- عدم كاربرد تامین مالی از طریق انتشار اوراق قرضه در صورت بالا بودن نرخ بهره.

۵- شرایط و قید و بندهای منفی كه در قرار داد اوراق قرضه گنجانده می شود مانع بسیاری فعالیت های شركت است.

● سهام ممتاز:

▪ تعریف: سهام ممتاز نوعی از سهامی است كه دارنده آن نسبت به در آمدها و دارایی های شركت حق یا ادعای محدود و معینی دارد. سهام ممتاز را اوراق بهادار دو رگه گویند زیرا هم ویژگی اوراق قرضه و هم خصوصیت سهام عادی را دارد.

▪ ویژگی های سهام ممتاز:

۱- در بردارنده نوعی حق مالكیت.

۲- نداشتن سر رسید.

۳- شركت انتشار دهنده نباید دارایی های خود را وثیقه یا رهن این اوراق قرار دهد.

۴- اعطای سود به دارندگان سهام ممتاز (در صورت داشتن سود)

۵- حق تقدم بردارندگان سهام عادی از نظر دریافت سود سهام.

۶- حق تقدم بردارندگان سهام عادی از نظر دریافت ادعای خود در صورت انحلال شركت.

۷- دارا بودن حق رای فقط در موارد بسیار خاص درمجمع عمومی

۸- اعطای تخفیف مالیاتی به شركتی كه سهام ممتاز شركت دیگر را بخرد.

▪ انواع سهام ممتاز:

۱- سهام ممتاز جمع شونده: در این نوع سهام شركت حق پرداخت هیچ سودی به سهامداران عادی را نخواهد داشت مگر اینكه سود سهام ممتاز انباشته شده در سال های قبل را بپردازد.

۲- سهام ممتاز مشاركتی: دارندگان این نوع سهام حق دارند پس از دریافت میزان معینی سود سهام در تقسیم سود با صاحبان سهام عادی سهیم شوند یا مشاركت كنند.

۳- سهام ممتاز قابل تبدیل: دارندگان این نوع سهام حق دارند در صورت تمایل سهام ممتاز خود را به سهام عادی تبدیل كنند. (نرخ تبدیل نیز از پیش تعیین می شود)

۴- سهام ممتاز قابل باز خرید: شركت منتشر كننده این نوع سهام در هر زمان كه بخواهد می تواند آنها را باز خرید كند و از دور خارج نماید. قیمت باز خرید معمولاً بیش از قیمت فروش یا ارزش اسمی است و با گذشت زمان كاهش می یابد.

۵- سهام ممتاز با نرخ شناور: نرخ سود این نوع سهام ثابت نیست وبا نرخ بهره بازار ارتباط دارد. معمولاً میزان سود این سهام برای مدتی كم پس از انتشار ثابت می ماند و شركت منتشر كننده پایین ترین (كف) و بالاترین (سقف) میزان سود پرداختی آن را تعیین می كند. معمولاً برای اینكه ریسك بازار در پایین ترین حد باقی بماند شركت انتشار دهنده این اوراق باید نرخ بازده آنها را به گونه ای تعیین كند كه در بازار به قیمتی معادل یا حدود ارزش اسمی خرید و فروش شود.

▪ تاثیر سهام ممتاز بر ریسك مالی:

سهام ممتاز نوعی اوراق بهادار با بازدهی ثابت است به همین دلیل انتشار سهام ممتاز باعث افزایش درجه اهرم مالی شركت می شود.

ریسك مالی سهام ممتاز از اوراق قرضه بیشتر است زیرا كاهش نسبت پوشش هزینه ثابت و افزایش درجه اهرم مالی نشان دهنده افزایش ریسك مالی است.

از دیدگاه مدیران مالی سهام ممتاز جانشین اوراق قرضه است و در هر زمان كه انتشار اوراق قرضه مطلوب نباشد شركتها دست به انتشار سهام ممتاز می زنند.

▪ مزایای سهام ممتاز:

۱- به نفع بودن انتشار آن در صورتیكه نرخ بازدهی شركت بیش از هزینه خاص آن باشد: سهام ممتاز برای شركتهایی كه نمی توانند وام بگیرند وسیله خوبی است و در شرایط تورمی نیز انتشار آن به نفع شركت است زیرا میزان سود آن رقم ثابتی است كه از محل سودهای آتی پرداخت می شود.

۲- هزینه خاص سرمایه سهام ممتاز كمتر از هزینه خاص سرمایه سهام عادی است: زیرا دارندگان آن از نظر دریافت سود و اصل مبلغ سرمایه گذاری بر سهامدارن عادی تقدم دارند.

۳- تعداد كسانی كه در این نوع سهام حق رای دارند محدود است (در شرایط خاص)

۴- سهام ممتاز را می توان با قابلیت باز خرید یا قابلیت تبدیل انتشار داد.

۵- شركت نسبت به پرداخت سود سهام ممتاز الزام قانونی ندارد: یعنی شركت در صورت به تاخیر انداختن پرداخت سود سهام ممتاز مجبور نیست اعلام ورشكستگی نماید.

▪ نقاط ضعف سهام ممتاز:

۱- كاهش سود هر سهم عادی در صورتی كه شركت نتواند برابر با هزینه سرمایه سهام ممتاز بازده داشته باشد.

۲- هزینه سرمایه سهام ممتاز بیش از هزینه سرمایه اوراق قرضه است: زیرا ریسك سهام ممتاز بیشتر از اوراق قرضه است و همچنین سود سهام ممتاز هزینه قابل قبول مالیاتی نیست.

۳- نپرداختن یا به تاخیر انداختن پرداخت سود سهام ممتاز باعث كاهش ارزش سهام عادی و ممتاز شركت می شود.

۴- مواجه شدن با مشكل نقدینگی در صورت باز خرید بودن سهام ممتاز

۵- انجام برخی از كارها منوط به تصویب سهامداران ممتاز است. (انتشار سهام ممتاز اضافی یا اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام ممتاز)

۶- شاید وضع بگونه ای باشد كه شركت به جای انتشار سهام ممتاز مجبور به استفاده از محل سود انباشته یا انتشار سهام عادی گردد.

پایگاه اطلاع رسانی انجمنهای علمی دانشجویان گروه حسابداری