سوالات حسابداری
مباحث ارائه شده در این تحقیق عبارتند از:
1)تحصیل دارایی از طریق قرارداد اجاره سرمایه ای
2)کلیات در مورد بدهی
3)بدهی چیست؟
4)حساب های در یافتنی غیر قابل وصول
5) متغيرهاي تاثيرگذار در ميزان حقوق بازنشستگي
6) اوراق بهاءدار قابل تبدیل
7) مزایا و معایب اوراق بهاءدار قابل تبدیل
8) ارزيابى اوراق قرضه قابل تبديل به سهام
9) مقايسه اوراق بهاءدار قابل تبديل و حق خريد سهام
تاریخ گردآوری: دی 1389
تحصیل دارایی از طریق قرارداد اجاره سرمایه ای:
اجاره از دیرباز به عنوان ابزاری جهت تحصیل حق استفاده از داراییها شناخته شده است٬در دنیای امروز واحد های تجاری بخشی از داراییهای ثابت مشهود مورد نیاز خود را از طریق اجاره های بلند مدت غیر قابل فسخ تامین مینمایند. شرایط بدین گونه است که قراردادی غیر قابل فسخ بین اجاره کننده و اجاره دهنده برای مدت زمانی طولانی با توجه به ماهیت نوع دارایی عملیاتی مشهود (ثابت) منعقد شده٬اجاره دهنده بدون اینکه مالکیت قانونی اموال مورد اجاره را به اجاره کننده انتقال دهد٬طی شرایطی خاص٬حق استفاده از آن را در اختیار اجاره کننده قرار میدهد٬طبق استاندارد های حسابداری مالی (بیانه شماره ی 21 استاندارد ایران )و استاندارد حسابداری مالی آمریکا (...وfasb#13 )چنانچه تمامی مخاطرات و مزایای مالکیت دارایی تقریبا به اجاره کننده انتقال یابد تحت عنوان اجاره ی سرمایه ای تلقی شده و اجاره کننده بدون پرداخت وجهی دارایی مورد نظر را بطور بلند مدت در اختیار گرفته٬ از مزایا و منافع آتی آن برخوردار می گردد٬در این نوع رویداد مالی شکل قانونی بر محتوای اقتصادی آن منطبق نیست و از لحاظ حسابداری و گزارشگری مالی محتوای اقتصادی بر شکل قانونی (انتقال مالکیت)رویداد مالی رجحان دارد.در این نوع قرارداد ٬اموال مورد اجاره تا پرداخت آخرین قسط در مالکیت قانونی اجاره دهنده (اجاره به شرط تملیک) باقیمانده و اجاره کننده از مزایا و مخاطرات و منافع آتی آن برخوردار خواهد بود٬در این شرایط علیرغم عدم انتقال مالکیت قانونی اموال استیجاری بنا بر مفهوم رجحان محتوا بر شکل اموال مورد اجاره به عنوان دارایی و در مقابل به عنوان یک بدهی در دفاتر اجاره کننده ثبت میشود٬چنانچه قرارداد اجاره حداقل حائز یکی از شرایط زیر طبق بیانیه شماره (21)استاندارد ایران باشد به عنوان اجاره سرمایی ای تلقی شده در دفاتر اجاره کننده تحت عنوان "دارایی از اجاره ی سرمایه ای"ثبت میشود:
الف-طبق قرارداد اجاره٬مالکیت دارایی در پایان دوره اجاره به اجاره کننده منتقل شود(اجاره به شرط تملیک).
ب-اجاره کنده اختیار داشته باشد که دارایی مورد اجاره را در تاریخ اعمال اختیار خرید به قیمتی که انتظار میرود کمتر از ارزش منصفانه دارایی در آن تاریخ باشد٬خریداری کند و در آغاز اجاره٬انتظار معقولی وجود داشته باشد که اجاره کننده از اختیار استفاده خواهد کرد.
ج-دوره ی اجاره حداقل 75درصد عمر اقتصادی دارایی را در بر گیرد٬حتی اگر مالکیت نهایتا متصل نشود.
د- ارزش فعلی حداقل مبالغ اجاره در آغاز اجاره حداقل برابر با 90 درصد ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره باشد و
ﻫ- دارایی مورد اجاره دارای ماهیت خاصی باشد به گونه ای که تنها اجاره کننده بتواند بدون انجام تغییرات قابل ملاحظه٬از آن استفاده کند.
طبق بیانیه شماره (4) اصول حسابداری (APB#4 ) کلیه تعهدات اقتصادی یک واحد انتفاعی که بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری شناسایی و اندازه گیری گردد ، بدهی نامیده میشود ، علاوه بر این برخی از اقلام شامل درآمد انتقالی به دوره آتی که در واقع جزء تعهدات محسوب نمیگردد، بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری به عنوان بدهی شناسایی و اندازه گیری میشود. در بیانیه شماره 6 هیات تدوین استاندارد های مالی تعریف دیگری درباره بدهی ها ارائه شده است:
"از دست دادن منافع اقتصادی آتی ناشی از تعهدات فعلی مبنی بر انتقال داراییها یا ارائه خدمات به سایر واحد های تجاری در آتی که در نتیجه مبادلات یا رویدادهای گذشته ایجاد شده را بدهی گویند" در جدیدترین تعریف از بدهی ها؛ همواره بر تعهدات اقتصادی به جای بدهی های قانونی تاکید شده؛ و در این تعریف درآمد انتقالی به دوره آتی بدلیل اینکه به عنوان تعهدات اقتصادی واحد تجاری محسوب نمیگردد؛ جزء بدهی ها طبقه بندی نمیشود.
بطور کلی طبق استاندارد ایران: تعهد انتقال منابع اقتصادی توسط واحد تجاری ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته را بدهی گویند.
تعهداتی که انتظار نمیرود منجر به انتقال منافع اقتصادی شود؛ و مبلغ تعهد به گونه ای اتکاپذیر غیر قابل برآورد باشد. به عنوان بدهی در صورتهای مالی شناسایی نمیشود.
پاسخ این سوال ساده نیست. برای مثال ممکن است گفته شود که آیا سهام ممتاز بدهی است؟ یا ادعای مالکیت. اولین پاسخ این است که سهام ممتاز در حقیقت حقوق مالکیت است وباید به عنوان قسمتی از حقوق صاحبان سهام گزارش شود.
در حقیقت سهام ممتاز یکی از ارکان بدهی است. سود سهام ممتاز در بسیاری از موارد تقریبا مانند بهره ی تضمین شده است؛ ( با شرط قابل انباشت بودن). با این تفاصیل سهام ممتاز یکی از اسناد مالی است که طبقه بندی آن مشکل است.
به عبارت دیگر یک بدهی سه خصوصیت اساسی دارد:
1. بدهی یک تعهد جاری است که بوسیله انتقال احتمالی آتی یا با استفاده از وجوه نقد؛ کالا یا خدمات جایگزین میشود.
2. بدهی یک تعهد غیر قابل اجتناب است.
3. معاملات یا سایر وقایع بوجودآورنده تعهد تاکنون تحقق یافته است.
به علت اینکه بدهی ها؛ پرداختهای آتی داراییها یا خدمات هستند؛ یکی از مهمترین خصوصیتشان تاریخ پرداخت آنهاست.
حساب های در یافتنی غیر قابل وصول:
اغلب مقداری از فروشهای نسیه توسط شرکت وصول نمیشود. یک حساب دریافتنی غیر قابل وصول؛ یک زیان است که باید ثبت شود و موجب کاهش حساب های دریافتنی؛ سود ودر نهایت حقوق صاحبان سهام میشود. این زیان با ثبت هزینه مطالبات سوخت شده شناسایی میشود.
متغيرهاي تاثيرگذار در ميزان حقوق بازنشستگي:
1-سابقه پرداخت كسور بازنشستگي يا حق بيمه
اگر چه سابقه پرداخت كسور بازنشستگي اغلب مترادف با سابقه خدمت تلقي مي گردد ليكن در محاسبه حقوق بازنشستگي سابقه اي كه كسور بازنشستگي آن پرداخت شده و يا تعهد پرداخت گرديده است ملاك قرار مي گيرد همچنين به موجب قوانين ذيربط بعضاً جهت برخي از كاركنان بدلائل ويژگيهاي خاص بطور ارفاقي سنوات كاري در نظر گرفته مي شود كه در افزايش ميزان حقوق بازنشستگي آنان موثر مي باشد .
2-معدل حقوق و مزاياي مشمول پرداخت حق بيمه يا كسور بازنشستگي درچند سال آخر خدمت ( معدل حقوق و مزاياي مشمول ) .
متغير تاثير گذار ديگر در ميزان حقوق بازنشستگي ، معدل حقوق و مزاياي مشمول كسر حق بيمه يا كسور بازنشستگي در چند سال آخر خدمت ميباشد در حال حاضر اين معدل جهت مشتركين صندوق بازنشستگي كشوري حسب قوانين ذيربط بر مبناي دريافتي 2 سال آخر با اعمال آخرين ضريب حقوقي سال بازنشستگي در نظر گرفته مي شود .
3-مدت زمان لازم جهت پرداخت حق بيمه يا كسور بازنشستگي به منظور امكان دريافت حقوق بازنشستگي به ميزان يك ماه حقوق و مزاياي مشمول پرداخت ( ضريب سنوات ).
متغير سوم تاثير گذار در ميزان حقوق بازنشستگي و وظيفه ( كه ميتوان آنرا ثابت هم تلقي نمود ) پبش فرض سنوات پرداخت كسوربازنشستگي لازم جهت دريافت حقوق بازنشستگي و وظيفه به ميزان كامل ( معادل معدل حقوق و مزاياي مشمول ) مي باشد . حسب قوانين ذيربط اين پيش فرض برابر 30 سال است با اين توضيحات ضريب سنوات در محاسبه حقوق بازنشستگي و وظيفه برابر يك سي ام مي باشد
ميزان حقوق بازنشستگي
ميزان حقوق بازنشستگي مشتركين صندوق بازنشستگي و صندوق شهرداريها به موجب ماده 1 و تبصره 3 ماده 2 قانون اصلاح مقررات بازنشستگي مصوب 13/12/1368 ق.ا.ك و ماده 43 آئين نامه استخدامي شهرداريها و ماده 6 قانون اصلاح پاره اي از مقررات بازنشستگي مصوب 13/12/1379 برابر است با :
ميزان حقوق بازنشستگي = سنوات خدمت قابل قبول (حداكثر 30 سال) *معدل حقوق و مزايا * 30/1
معدل حقوق ومزايـــــــا = معدل تمامي حقوق و مزاياي دريافتي كه ملاك كسور بازنشستگي است در 2سال آخر خدمت بااعمال آخرين ضريب حقوق
سنوات خدمت قابل قبول = سنوات خدمتي كه جهت تعيين حقوق ملاك محاسبه قرار مي گيرد .
با توجه به ماده 4 قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگي و وظيفه مصوب 23/06/1373 حداقل حقوق بازنشستگي همواره برابر حداقل حقوق و مزاياي مقرر براي مستخدمين شاغل مي باشد .
به موجب ماده 98 ق.ا.ك و تبصره 4 ماده 1 قانون نظام هماهنگ پرداخت در صورتيكه ضريب جداول حقوق مستخدمين رسمي شاغل تغيير يابد دولت مكلف است به نسبتي كه هزينه زندگي موجب اين تغيير شده است حقوق بازنشستگان و وظيفه بگيران را ترميم كند .
با توجه به مفاد ماده 100 و 124 ق.ا.ك مبلغ ماه اول هرگونه افزايش حقوق بازنشستگي و يا وظيفه به صندوق بازنشستگي كشوري پرداخت مي گردد . اين امر در مورد كاركنان شهرداريها تصريح ندارد .
به موجب بند 5 ماده 91 قانون مالياتهاي مستقيم ، حقوق بازنشستگي و وظيفه از پرداخت ماليات معاف مي باشد .
اوراق بهاءدار قابل تبديل، اوراقى هستند که توسط دارندهٔ آن و براساس شرايط توافقشده قابل تبديل به سهام عادى باشند. اوراق مشارکت، اوراق قرضه و سهام ممتاز قابل تبديل مثالهائى از اين نوع اوراق هستند. زمانىکه دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل اقدام به مبادله مىکند، در ازاء ورقهٔ بهاءدار خود و بدن پرداخت پول، تعداد مشخصى سهام عادى دريافت مىکند. برخى که با آن، ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل به سهام عادى تبديل مىشود. نسبت تبديل ناميده شده و بهصورت زير محاسبه مىشود.
ارزش اسمى ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل / قيمت تبديل = نسبت تبديل
قيمت تبديل، ارزش مؤثرى است که دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل، در زمان تبديل بابت هر سهم عادى متحمل مىشود. قيمت و نسبت تبديل، در زمان انتشار اينگونه اوراق بهاءدار مشخص مىشود. قيمت تبديل متأثر از رشد بالقوهٔ شرکت است لذا هرچه رشد بالقوه بيشتر باشد، قيمت تبديل نيز بالاتر خواهد بود.
اوراق قرضهٔ قابل تبديل، ماهيتى شبيه سهام دارد زيرا ارزش بازار آن، به ارزش آن در صورت تبديل (و نه ارزش اوراق قرضه بودن آن) بستگى دارد.
مزايا
مزايا از ديدگاه شرکت:
۱. اوراق بهاءدار قابل تبديل موجب جلب بيشتر سرمايهگذاران مىشود زيرا سرمايهگذاران با داشتن امتياز تبديل قادر خواهند بود در صورت افزايش قيمت سهام اوراق خود را تبديل کنند.
۲. انتشار اوراق قرضهٔ قابل تبديل، در مقايسه با انتشار اوراق قرضه غيرقابل تبديل هزينهٔ بهره کمترى دارد.
۳. اوراق بهاءدار قابل تبديل را مىتوان در شرايط نامساعد بازار پولى که در آن، حتى يک شرکت معتبر نيز قادر به عرضه اوراق قرضه با سهام ممتاز نيست، عرضه کرد.
۴.انتشار اوراق قرضه قابل تبديل، محدوديتهاى کمترى بر شرکت تحميل مىکند.
۵. قابليت تبديل مىتواند وسيلهاى براى انتشار سهام به قيمتى بيشتر از قيمت فعلى بازار باشد.
۶. شرط بازخريد شرکت را قادر مىسازد زمانىکه قيمت بازار سهام بيش از قيمت تبديل شده دارند، را وادار به تبديل کنند.
۷. در حالىکه شرکت اوراق قرضه غيرقابل تبديل منتشر و سپس براى بازپرداخت آن، سهام عادى منتشر کند، متحمل هزينههاى انتشار مضاعف خواهد شد. در حالىکه هزينههاى انتشار در عرضهٔ اوراق بهاءدار قابل تبديل، تنها يکبار در زمان انتشار اين اوراق تحميل مىشود.
مزايا از ديدگاه سرمايهگذار:
۱. اوراق بهاءدار قابل تبديل، امکان، تحصيل سود سرمايهٔ بالقوهٔ ناشى از افزايش قيمت سهام را فراهم مىآورد.
۲. بهعلت وجود ماهيت دوگانه، دوگانه، در صورت ضعيف شدن عملکرد شرکت، براى دارنده ريسک کمترى دارد.
۳. در برخى کشورها، وجهالضمان لازم در خريد نسيه اوراق قرضهٔ قابل تبديل که معمولاً از طرف کارگزاران مطالبه مىشود بسيار کمتر از حالت خريد سهام عادى است. بنابراين براى خريد اين اوراق، پول بيشترى مىتوان از کارگزاران استقراض کرد.
معايب
معايب از ديدگاه شرکت:
۱. در صورت افزايش قابل توجه قيمت سهام، بهجاى انتشار اوراق بهاءدار قابل تبديل با قيمت تبديلى پائين، بهتر مىبود تأمين مالى شرکت با تأخير و از طريق انتشار معمولى سهام در زمان بالا بودن قيمت سهام انجام مىشد.
۲. در صورتىکه قيمت سهام افزايش نيابد، شرکت متعهد به بازپرداخت اوراق قرضه قابل تبديل خواهد شد.
معايب از ديدگاه سرمايهگذار:
۱. بازدهٔ اوراق بهاءدار قابل تبديل کمتر از اوراق بهاءدار مشابهى است که قابليت ندارد.
۲. تعهدات اوراق قرضه قابل تبديل معمولاً نسبت به ساير تعهدات بدهى از اولويت کمترى برخوردار مىباشد و بنابراين از درجهبندى قرضهٔ پائينترى برخوردار است.
ارزيابى اوراق قرضه قابل تبديل به سهام:
اوراق قرضه بهاءدار قابل تبديل، ماهيتاً ورقهاى ترکيبى است. زيرا ويژگىهاى آن هم مشابه سهام عادى و هم اوراق قرضه است. دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل انتظار دارد که نهايتاً هم بازده بهره و هم سود سرمايه را بهدست آورد. بازده بهره، حاصل تقسيم بهره اوراق قرضه به قيمت بازار آن در زمان خريد است. بازده سود سرمايه نيز از تفاوت بين قيمت قرضه به قيمت بازار آن در زمان خود است. بازده سود سرمايه نيز از تفاوت بين تبديل و قيمت سهام در تاريخ انتشار و پيشبينى نرخ رشد قيمت سهام بهدست مىآيد.
مثال نمونه:
ورقه قرضه، ۱۰۰،۰۰۰ ريالي، به ۱۸ سهم عادى که بهاء هر يک در بازار ۵۲۰۰ ريال است قابل تبديل مىباشد. ارزش تبديل ورقه قرضه برابر است با:
ريال ۹۳،۶۰۰ = ۱۸ × ۵۲۰۰
مثال نمونه:
شرکت روناک، ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال اوراق قرضه قابل تبديل منتشر کرد. در زمان انتشار، قيمت بازار سهام شرکت ۱۸،۰۰۰ ريال بود، طبق شرايط تبديل، هر ۱۰۰،۰۰۰ ريال اوراق قرضه به ۵ سهم عادى قابل تبديل است. بنابراين نسبت تبديل ۵ مىباشد. تعداد سهامى که از تبديل اوراق بهدست مىآيد برابر است با:
اوراق ۱،۰۰۰ = ۱۰۰،۰۰۰ / ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰
سهم عادى ۵۰۰۰ = ۵ × ۱۰۰۰
ارزش تبديل برابر است با: ۹۰،۰۰۰،۰۰۰ = ۵۰۰ × ۱۸،۰۰۰
اگر نرخ رشد مورد انتظار ۶% در سال باشد، ارزش تبديل در پايان سال اول برابر خواهد شد با:
تعداد سهام ۵۰۰۰
قيمت سهام (۰۶/۱ × ۱۸،۰۰۰) ـ ريال ۱۹،۰۸۰×
ارزش تبديل ـ ريال ۹۵،۴۰۰،۰۰۰
در پايان سال دوم:
تعداد سهام ۵۰۰۰
قمت سهام (۰۶/۱ × ۰۸/۱۹) ـ ريال ۲۰،۲۲۵×
ارزش تبديل ـ ريال ۱۰۱،۱۲۵،۰۰۰
اوراق قرضه قابل تبديل برخلاف اوراق قرضه غيرقابل تبديل، به بهائى کمتر از ارزش آن فروخته نخواهد شد، زيرا امتياز تبديل، برحسب قابليت بالقوهٔ تبديل به سهام عادى و همچنين ريسک دارندهٔ آن نسبت به کاهش قيمت قرضه (قيمت اوراق قرضهٔ قابل تبديل نسبت به ساير اوراق بدهى تنزل کمترى دارد)، ارزشمند مىباشد. ارزش بازار تنها زمانى مساوى ارزش سرمايهگذارى خواهد شد که امتياز تبديل در نتيجهٔ کاهش قيمت بازار سهام عادى در مقايسه با قيمت تبديل، بىارزش شود.
زمانىکه شرکتى اوراق قرضه قابل تبديل منتشر مىکند، انتظار دارد قيمت بازار سهام عادى افزايش يابد و در نهايت اوراق قرضه به سهام تبديل شود. اگر تبديل انجام شود، شرکت ممکن است مجدداً اوراق قرضهٔ قابل تبديل ديگرى منتشر کند. بديهى است اگر قيمت بازار سهام عادى کاهش يابد، اوراق تبديل به سهام تبديل نخواهد شد. در اين حالت، ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل به شکل اوراق قرضه باقى مىماند که اصطلاحاً به آن اوراق بهاءدار معلق مىگويند.
دارندهٔ يک ورقه بهاءدار قابل تبديل ممکن است ترجيح دهد بهجاى تبديل ورقهٔ بهاءدار خود، حتى در حالتى که ارزش تبديل از قيمت پرداختى بابت آن بيشتر باشد، آن را نزد خود نگهدارى کند. زيرا اولاً هر چه قيمت سهام عادى افزايش مىيابد، قيمت ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل نيز ترقى مىکند. ثانياً دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل، بهصورت منظم بهرهٔ قرضه با سود سهام ممتاز را دريافت خواهد کرد. شرکتها براى اينکه دارندهٔ ورقه مجبور شود آن را تبديل کند، معمولاً يک قيمت بازخريد وضع مىکنند. قيمت بازخريد، بالاتر از ارزش اسمى اوراق قرضه مىباشد. (تقريباً ۱۰ تا ۲۰% بيشتر)، تعيين قيمت بازخريد، دارنده را مجبور مىکند. در زمانىکه قيمت سهام بيشتر از قيمت تبديل است، آن را تبديل کند. طبعاً همه سرمايهگذاران، سهام عادى دراى قيمت بيشتر را بر قيمت بازخريد پائين ترجيح مىدهند.
قيمت تبديل اوراق قرضهٔ ۱۰،۰۰۰ ريالي، ۴۰۰۰ ريال و قيمت بازخريد آن ۱۱،۰۰۰ ريال است. براى اينکه ارزش تبديل قرضه مساوى قيمت بازخريد شود، قيمت بازار سهام بايد ۴۴۰۰ ريال شود. (۵/۲ ÷ ۱۱،۰۰۰). اگر ارزش تبديل قرضه ۱۵% درصد بيشتر از قيمت بازخريد باشد، قيمت تقريبى بازار سهام عادي، ۵۱۰۰ ريال خواهد بود (۴۴۰۰ × ۱۵/۱). در قيمت ۵۱۰۰ ريال تبديل عملاً تضمينشده است زيرا اگر سرمايهگذار اقدام به تبديل نکند، متحمل هزينهٔ فرصت از دسترفته قابل توجهى خواهد شد.
مثال: قيمت تبديل اوراق قرضه تبديل شرکتى ۸۰۰۰ ريال است. نسبت تبديل ۱۰ مىباشد. قيمت بازار سهام ۱۴،۰۰۰ ريال و قيمت بازخريد آن ۱۱،۰۰۰ ريال است. براى دارنده قرضه بهتر خواهد بود که اوراق قابل تبديل خود را با ارزشى معادل ۱۴۰،۰۰۰ ريال (۱۰ × ۱۴،۰۰۰) به سهام عادى تبديل کند تا اينکه اوراق وى با مبلغ ۱۱۰،۰۰۰ ريال بازخريد شود. در اين حال، شرط بازخريد وى را مجبور به تبديل اوراق خود مىکند.
مقايسه اوراق بهاءدار قابل تبديل و حق خريد سهام:
تفاوتهاى بين اوراق بهاءدار قابل تبديل و حق خريد سهام بهشرح زير است:
۱. اعمال اوراق بهاءدار قابل تبديل، وجه نقد اضافى براى شرکت دربرندارد. در صورتىکه با اعمال حق خريد وجه نقد به شرکت وارد مىشود.
۲. با تبديل اوراق قرضه، نسبت بدهى بهدليل کاهش مبلغ بدهى کاهش مىيابد. در حالىکه اعمال حق خريد، حقوق صاحبان سهام را افزايش مىدهد و ميزان بدهى ثابت باقى مىماند.
۳. شرکت با استفاده از اوراق بهاءدار قابل تبديل، بهدليل ويژگى بازخريد آن، کنترل بيشترى بر زمانبندى ساختار سرمايهٔ خود دارد تا با حق خريد.
منابع:
حسابداری میانه 1 دکتر حسن همتی ؛ چاپ پنجم ؛ انتشارات ترمه
حسابداری میانه 1 علی اسماعیلی ؛ چاپ اول ؛ انتشارات سمت
www.aftab.i
www.google.com/majale hesabresane iran
http://www.taraznameh.ir
گرد آورنده: مریم قنواتی زاده