شواهد حسابرسی
بسم الله اللرحمن الرحیم
موضوع تحقیق : شواهد حسابرسی
دانشجو : میلاد باقری
شواهد حسابرسي
كليات
1 . هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره انواع شواهد حسابرسي، كميت وكيفيت شواهد حسابرسي و روشهاي كسب اينگونه شواهد در حسابرسي صورتهاي مالي است.
2 .حسابرس براي اين كه بتواند به نتيجهگيري منطقي دست يابد و بر اين اساس نظر حرفهاي خود را اظهار كند بايد شواهدي كافي و مناسب به دست آورد.
مفهوم شواهد حسابرسي
3 . شواهد حسابرسي، يعني همه اطلاعات مورد استفاده حسابرس براي رسيدن به نتايجي كه نظر وي براساس آن اظهار ميشود. شواهد حسابرسي شامل اطلاعاتي است كه از سوابق حسابداري زيربناي صورتهاي مالي و از منابع ديگر كسب ميشود. از حسابرس انتظار نميرود تمام اطلاعات موجود را بررسي كند. شواهد حسابرسي، كه ماهيت انباشتشونده دارد، شامل شواهدي است كه با اجراي روشهاي حسابرسي كسب ميشود و ميتواند شواهد كسب شده از ديگر منابعي چون حسابرسيهاي قبلي و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه براي پذيرش و حفظ صاحبكار را نيز دربر گيرد.
4 . سوابق حسابداري عموما شامل موارد زير است :
– سوابق ثبت اوليه و سوابق پشتيبان آن ازقبيل رسيدهاي دريافت و پرداخت و سوابق انتقال الكترونيكي وجوه؛
– قراردادها و فاكتورهاي خريد و فروش؛
– دفاتر كل و معين، ثبتهاي دفتر روزنامه و اصلاحات طبقهبندي كه در دفاتر قانوني ثبت نميشود؛ و
– سوابقي چون كاربرگهاي الكترونيكي مورد استفاده براي تخصيص هزينهها، انجام محاسبات، تهيه صورت مغايرتها و موارد افشا.
5 . مسئوليت تهيه صورتهاي مالي بر پايه سوابق حسابداري واحد مورد رسيدگي با مديريت است. حسابرس برخي از شواهد حسابرسي را با آزمون سوابق حسابداري مانند تجزيه و تحليل و بررسي، اجراي مجدد روشهاي مورد عمل در فرايند گزارشگري مالي و مطابقت انواع اطلاعات مرتبط با موضوعي واحد، كسب ميكند. حسابرس با اجراي اين قبيل روشهاي حسابرسي، ميتواند سازگاري دروني سوابق حسابداري و تطبيق آنها با صورتهاي مالي را معين نمايد. با اين وجود، چون سوابق حسابداري به تنهاييشواهد حسابرسي كافي، براي اظهارنظر حسابرس درباره صورتهاي مالي فراهم نميكند، لذا حسابرس شواهد حسابرسي ديگري كسب ميكند.
6 . اطلاعات ديگري كه حسابرس ميتواند بهعنوان شواهد حسابرسي كسب كند عبارت است از صورتجلسات هيئتمديره؛ تأييديههاي برون سازماني؛ گزارشهاي تحليلگران؛ اطلاعات مقايسهاي مربوط به رقبا؛ دستورالعمل كنترلهاي داخلي؛ اطلاعات حاصل از اجراي روشهاي حسابرسي چون پرس و جو؛ مشاهده و وارسي؛ و اطلاعات ديگري كه به حسابرس اجازه ميدهد با دلايل منطقي به نتيجهگيري لازم برسد.
شواهد حسابرسي كافي و مناسب
7 . كفايت، معيار سنجش كميت شواهد حسابرسي است. مناسب بودن، معيار سنجش كيفيت شواهد حسابرسي است؛ يعني، مربوط بودن و قابليت اعتماد شواهدبراي پشتيباني از گروههاي معاملات، مانده حسابها، موارد افشا و ادعاهاي مرتبط، يا كشف تحريف در آنها.
مقدار شواهد مورد نياز حسابرسي به خطر تحريف (كه با افزايش آن كسب شواهد حسابرسي بيشتر، احتمالا ضرورت مييابد) و كيفيت شواهد حسابرسي (كه هرچه كيفيت شواهد بالاتر باشد احتمالا مقدار شواهد كمتري مورد نياز است)، بستگي دارد.
بنابراين، كفايت و مناسب بودن شواهد حسابرسي، دو موضوع مرتبط است. اما، تنها با كسب شواهد حسابرسي بيشتر، كيفيت ضعيف آن لزوما جبران نميشود.
8 . اجراي مجموعهاي مشخص از روشهاي حسابرسي ممكن است شواهد حسابرسي مربوط به برخي ادعاها و نه همه ادعاها را فراهم كند. براي مثال، وارسي سوابق و مستندات مربوط به وصول حسابهاي دريافتني پس از پايان دوره، اگرچه ميتواند شواهد حسابرسي مربوط به ادعاهاي وجود و ارزشيابي را فراهم كند، اما لزوما اين شواهد درمورد مناسب بودن انقطاع زماني در پايان دوره، جوابگو نخواهد بود.
از سوي ديگر، حسابرس اغلب شواهدي را از منابع مختلف و يا با ماهيتهاي متفاوت درباره يك ادعا كسب ميكند. براي مثال، حسابرس ممكن است با تحليل جدول سني حسابهاي دريافتني و پيگيري وصول آنها در دوره مالي بعد، شواهدي را درباره تعيين ميزان ذخيره مطالبات مشكوكالوصول كسب كند.
افزونبر اين، كسب شواهد حسابرسي مرتبط با يك ادعاي خاص، مثلا وجود عيني موجودي مواد و كالا، نميتواند جايگزين كسب شواهد حسابرسي مربوط به ادعاي ديگري، چون ارزشيابي موجودي مواد و كالا باشد.
9 . قابليت اعتماد شواهد حسابرسي متاثر از منبع و ماهيت آن است و به شرايط كسب شواهد نيز بستگي دارد. قواعد كلي درباره قابليت اعتماد انواع مختلف شواهد حسابرسي ميتواند مطرح شود، اما اين قواعد همواره با استثناهاي مهمي همراه است.
حتي در مواردي كه شواهد حسابرسي از منابع مستقل برون سازماني كسب ميشود، شرايطي ممكن است وجود داشته باشد كه برقابليت اعتماد اطلاعات كسب شده، اثر گذارد.
براي مثال، شواهد حسابرسي كسب شده از يك منبع مستقل برون سازماني در شرايطي كه آن منبع، از موضوع موردنظر آگاه نيست نميتواند شواهد قابل اعتمادي باشد. با درنظر داشتن احتمال وجود شرايط استثنايي، قواعد كلي زير درباره قابليت اعتماد شواهد حسابرسي ميتواند سودمند باشد :
· شواهد حسابرسي كسب شده از منابع مستقل برون سازماني قابل اعتمادتر است.
· شواهد حسابرسي ايجاد شده در واحد مورد رسيدگي، در صورت اثربخش بودن كنترلهاي داخلي آن واحد، قابل اعتمادتر است.
· شواهد حسابرسي كه حسابرس مستقيما كسب ميكند (مانند، مشاهده اعمال يك كنترل) قابل اعتمادتر از شواهد حسابرسي است كه بهطور غيرمستقيم يا با استنتاج (مانند پرس و جو درباره اعمال يك كنترل)، كسب ميشود.
· شواهد حسابرسي كه به شكلي مستند اعم از كاغذي، الكترونيكي و هرشكلي ديگر باشد، قابل اعتمادتر است (مثلا، صورتجلسهاي كه همزمان با برگزاري يك جلسه تهيه ميشود قابل اعتمادتر از توضيح شفاهي موضوعات بحث شده در جلسه است).
· شواهد حسابرسي كه با استفاده از اصل مدارك فراهم ميشود، از شواهد حسابرسي كه با استفاده از تصوير مدارك يا دورنگار فراهم ميگردد، قابل اعتمادتر است.
10 . حسابرس به ندرت درگير تشخيص اصالت مستندات ميشود، چون نه براي اين كار آموزش ديده است و نه از وي انتظار ميرود چنين تخصصي را دارا باشد.
با اين وجود، حسابرس قابليت اعتماد اطلاعات مورد استفاده بهعنوان شواهد حسابرسي، چون تصوير مدارك، دورنگارها، فيلم، اسناد الكترونيكي و در صورت لزوم، كنترلهاي حاكم بر تهيه و نگهداري اين مستندات را مورد توجه قرار ميدهد.
11 .هرگاه حسابرس براي اجراي روشهاي حسابرسي از اطلاعات تهيه شده در واحد مورد رسيدگي استفاده كند، بايد شواهد حسابرسي درباره صحت و كامل بودن آن اطلاعات كسب كند. به منظور كسب شواهد حسابرسي قابل اعتماد توسط حسابرس، لازم است اطلاعات زيربناي اجراي روشهاي حسابرسي به ميزان كافي صحيح و كامل باشد.
براي مثال، در حسابرسي فروش، حسابرس با اعمال نرخهاي مصوب نسبت به مقادير فروش طبق سوابق، صحت مبلغ فروش و صحت و كامل بودن مقادير فروش را ارزيابي ميكند.
كسب شواهد حسابرسي درباره صحت و كامل بودن اطلاعات تهيه شده بهوسيله سيستم اطلاعاتي واحد مورد رسيدگي را ميتوان همزمان با بكارگيري روشهاي حسابرسي درباره اين اطلاعات به انجام رساند، البته به اين شرط كه كسب شواهد مذكور، بخشي لاينفك از روشهاي حسابرسي باشد. در شرايط ديگر، حسابرس ممكن است شواهد حسابرسي مربوط به صحت و كامل بودن اطلاعات را از طريق آزمون كنترلهاي حاكم بر تهيه و نگهداري آن اطلاعات كسب كرده باشد.
به هر حال، در برخي موارد، اين امكان وجود دارد كه حسابرس اعمال روشهاي حسابرسي بيشتري را ضروري تشخيص دهد. براي مثال، حسابرس ميتواند از تكنيكهاي حسابرسي به كمك رايانه براي محاسبه مجدد اطلاعات استفاده كند.
12 . حسابرس معمولا از شواهد حسابرسي هماهنگ به دست آمده از منابع گوناگون يا با ماهيتهاي متفاوت، در مقايسه با بررسي جداگانه هريك از آن شواهد، اطمينان بيشتري كسب ميكند. افزون بر اين، كسب شواهد حسابرسي از منابع گوناگون يا با ماهيت متفاوت ممكن است بيانگر قابل اعتماد نبودن يكي از شواهد حسابرسي باشد.
براي مثال، اطلاعات مؤيد كسب شده از يك منبع مستقل برون سازماني ميتواند اطمينان حسابرس را درباره تاييديه مديريت افزايش دهد. برعكس، هرگاه شواهد كسب شده از يك منبع با شواهد كسب شده از منبع ديگر ناهماهنگ باشد حسابرس براي رفع اين ناهماهنگي، روشهاي حسابرسي بيشتر مورد نياز را مشخص ميكند.
13 . حسابرس رابطه هزينه كسب شواهد حسابرسي را با سودمندي اطلاعات حاصل از آن، مورد توجه قرار ميدهد. اما، دشواري كسب شواهد يا هزينه آن، به خودي خود، مبنايي معتبر براي حذف يك روش حسابرسي بدون جايگزين نميباشد.
14 . حسابرس براي رسيدن به اظهارنظر حسابرسي، همه اطلاعات موجود را رسيدگي نميكند، زيرا معمولا ميتواند با استفاده از روشهاي نمونهگيري و ساير روشهاي انتخاب اقلام براي آزمون نيز به نتيجه برسد.
همچنين، حسابرس معمولا ناگزير است بر شواهدي اتكا كند كه متقاعدكننده است و نه قطعي؛ از اين رو، حسابرس براي كسب اطمينان معقول، با شواهدي كه متقاعدكننده نباشد، قانع نميشود.
حسابرس براي ارزيابي كميت و كيفيت شواهد حسابرسي و درنتيجه، كافي و مناسب بودن آن بهعنوان پشتوانه اظهارنظر حسابرسي، از قضاوت حرفهاي استفاده ميكند و ترديد حرفهاي را بكار ميگيرد.
استفاده از ادعاهاي مديريت در كسب شواهد حسابرسي
15 . مسئوليت ارائه مطلوب صورتهاي مالي با مديريت است. مديريت براي ارائه مطلوب صورتهاي مالي از تمام جنبههاي با اهميت، طبق استانداردهاي حسابداري (يا ديگر مباني جامع حسابداري) بهطور ضمني يا به روشني ادعاهايي را درباره شناسايي، اندازهگيري، ارائه و افشاي عناصر مختلف صورتهاي مالي و موارد افشاي مربوط ابراز ميكند.
16 .حسابرس بايد از ادعاهاي مديريت در ارتباط با گروههاي معاملات، مانده حسابها و ارائه و افشا با چنان جزئياتي استفاده كند كه مبنايي براي ارزيابي خطرهاي تحريف با اهميت و طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم بدست آورد.
حسابرس با در نظر گرفتن انواع مختلف تحريفهاي ممكن، از ادعاهاي مديريت براي ارزيابي خطرها استفاده ميكند و به طراحي روشهاي حسابرسي متناسب با خطرهاي ارزيابي شده ميپردازد. شرايطي خاص كه در آن حسابرس ملزم به كسب شواهد حسابرسي در سطح ادعاهاي مديريت است،
در ساير استانداردهاي حسابرسي مطرح شده است.
17 . ادعاهاي مديريت كه توسط حسابرس مورد استفاده قرار ميگيرد بهشرح زير طبقهبندي ميشود:
الف- ادعاهاي مربوط به گروههاي معاملات و رويدادهاي واقع شده در دوره مورد رسيدگي:
(1) وقوع - معاملات و رويدادهاي ثبت شده، رخ داده و مربوط به واحد مورد رسيدگي است.
(2) كامل بودن - همه معاملات و رويدادهايي كه بايد ثبت شود، ثبت شده است.
(3) صحيح بودن - مبالغ و ديگر اطلاعات مرتبط با معاملات و رويدادهاي ثبت شده، به درستي ثبت شده است.
(4) انقطاع زماني - معاملات و رويدادها ، در دوره مالي مربوط ثبت شده است.
(5) طبقهبندي - معاملات و رويدادها در حسابهاي درست ثبت شدهاند.
ب - ادعاهاي مربوط به مانده حسابها در پايان دوره :
(1) وجود - داراييها، بدهيها و حقوق صاحبان سرمايه وجود دارد.
(2) حقوق مالكانه و تعهدات – حقوق مترتب بر داراييها، متعلق به واحد مورد رسيدگي و در كنترل آن است و بدهيها، تعهدات واحد مورد رسيدگي است.
(3) كامل بودن - تمام داراييها، بدهيها و حقوق صاحبان سرمايه كه بايد ثبت شود، ثبت شده است.
(4) ارزشيابي و تخصيص - داراييها، بدهيها و حقوق صاحبان سرمايه به مبالغ درست در صورتهاي مالي منعكس و هرگونه تعديل ناشي از ارزشيابي يا تخصيص، به نحو مناسب ثبت شده است.
پ - ادعاهاي مربوط به ارائه و افشا:
(1) وقوع و حقوق مالكانه و تعهدات - رويدادها، معاملات و ديگر موضوعات افشا شده، رخ داده و مربوط به واحد مورد رسيدگي است.
(2) كامل بودن – همه مواردي كه بايد در صورتهاي مالي افشا ميشد، افشا شده است.
(3) طبقهبندي و قابل فهم بودن - اطلاعات مالي به نحو مناسبي ارائه و توصيف و موارد افشا به روشني بيان شده است.
(4) صحت و ارزشيابي - اطلاعات مالي و غيرمالي به نحو مطلوب و با مبالغ درست افشا شده است.
18 . حسابرس ميتواند از ادعاهاي مديريت همانگونهاي كه در بالا توصيف شده يا به نحوي ديگر، با اين شرط كه همه جنبههاي موصوف پوشش داده شود، استفاده كند. براي مثال، حسابرس ميتواند ادعاهاي مربوط به معاملات و رويدادها را با ادعاهاي مربوط به مانده حسابها تركيب كند.
يا به عنوان مثالي ديگر، چنانچه ادعاهاي مربوط به وقوع و كامل بودن، شامل ارزيابي مناسب ثبت معاملات در دوره مالي صحيح باشد، ادعاي جداگانه مربوط به انقطاع زماني ميتواند قابل طرح نباشد.
روشهاي كسب شواهد حسابرسي
19 . حسابرس با اجراي روشهاي حسابرسي در موارد زير، شواهد حسابرسي لازم را براي نتيجهگيريهاي معقولي كه مبناي اظهارنظر حسابرسي قرار ميگيرد، بدست ميآورد :
(الف) كسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، ازجمله كنترلهاي داخلي آن، براي براورد خطرهاي تحريفبا اهميت در سطح صورتهاي مالي و در سطح ادعاها
(در استانداردهاي حسابرسي، روشهاي حسابرسي كه به اين منظور اجرا ميشود، اصطلاحا ” روشهاي براورد خطر “ ناميده ميشود).
(ب) آزمون اثربخشي كاركرد كنترلها در پيشگيري يا كشف و اصلاح تحريفهاي بااهميت در سطح ادعاها، درصورت ضرورت يا به تشخيص حسابرس (در استانداردهاي حسابرسي، روشهاي حسابرسي كه به اين منظور اجرا ميشود، اصطلاحا ” آزمون كنترلها “ ناميده ميشود).
(پ) كشف تحريفهاي با اهميت در سطح ادعاها (در استانداردهاي حسابرسي، روشهاي حسابرسي كه با اين منظور اجرا ميشود، اصطلاحا ” آزمونهاي محتوا “ ناميده ميشود.
اين آزمونها شامل آزمون جزئيات گروههاي معاملات، مانده حسابها و موارد افشا و نيز روشهاي تحليلي ميباشد).
20 . حسابرس به منظور فراهم نمودن مبنايي قانعكننده براي براورد خطر در سطح صورتهاي مالي و در سطح ادعاها، همواره روشهاي براورد خطر را اجرا ميكند.
با اين وجود، روشهاي براورد خطر، به خودي خود، شواهد حسابرسي كافي و مناسبي را براي اظهارنظر حسابرس فراهم نميكند و ازاينرو، با ديگر روشهاي حسابرسي، مانند آزمون كنترلها، در صورت ضرورت و آزمونهاي محتوا كامل ميشود.
21 . آزمون كنترلها در دو حالت ضروري است. هرگاه براورد حسابرس از خطر، حاكي از اثربخشي كاركرد كنترلها باشد، آنگاه حسابرس ملزم است براي پشتيباني از براورد خطر، آن كنترلها را آزمون كند.
افزون بر اين، هرگاه آزمونهاي محتوا، به تنهايي شواهد حسابرسي كافي و مناسبي را فراهم نكند، حسابرس براي كسب شواهد حسابرسي درباره اثربخشي كاركرد كنترلها ملزم به انجام آزمون كنترلها ميباشد.
22 . حسابرس، آزمونهاي محتوا را متناسب با براورد خطرهاي تحريف با اهميت مربوط (شامل نتايج آزمون كنترلها، در صورت اجرا) برنامهريزي و اجرا ميكند. اما، براورد حسابرس از خطر، قضاوتي است و ممكن است از دقت كافي براي شناسايي تمام خطرهاي تحريف با اهميت برخوردار نباشد.
افزون براين، كنترلهاي داخلي داراي محدوديتهاي ذاتي است كه ازجمله ميتوان به خطر زير پا گذاشتن كنترلها توسط مديريت، احتمال اشتباهات انساني و آثار تغييرات سيستمها اشاره كرد. بنابراين، اجراي آزمونهاي محتوا درباره موارد با اهميت گروههاي معاملات، مانده حسابها و موارد افشا جهت كسب شواهد حسابرسي كافي و مناسب، همواره الزامي است.
23 . حسابرس از يك يا چند نوع از روشهاي حسابرسي موصوف در بندهاي 26 تا 38 استفاده ميكند. هريك از اين روشها يا تركيبي از آنها را ميتوان بهعنوان روشهاي براورد خطر، آزمون كنترلها يا آزمونهاي محتوا مورد استفاده قرار داد. نحوه استفاده از اين روشها توسط حسابرس، به زمينه كاربرد آنها بستگي دارد.
در برخي شرايط، شواهد حسابرسي كسب شده در حسابرسيهاي قبلي نيز ميتواند شواهد حسابرسي مناسبي را فراهم كند به شرطي كه حسابرس درباره تداوم مربوط بودن اين شواهد، روشهاي حسابرسي لازم را اجرا كرده باشد.
24. ماهيت و زمانبندي روشهاي حسابرسي مورد استفاده ممكن است تحت تاثير اين واقعيت قرار گيرد كه بعضي از اطلاعات حسابداري و ساير اطلاعات، تنها به شكل الكترونيكي يا صرفا در يك مقطع يا دوره زماني خاص، در دسترس قرار دارد.
پيامهاي الكترونيكي ممكن است جايگزين مدارك اوليه نظير سفارشهاي خريد، بارنامهها، فاكتورها و چكها شود. براي مثال، واحدهاي تجاري ممكن است از تجارت الكترونيكي يا سيستمهاي تصويرپردازي استفاده كنند.
در تجارت الكترونيكي، واحد تجاري و مشتريان آن يا تأمينكنندگان مواد و كالا براي انجام معاملات الكترونيكي از رايانههاي متصل در يك شبكه عمومي، مانند اينترنت، استفاده ميكنند. عمليات خريد، حمل، صدور فاكتور و دريافت و پرداخت وجه، اغلب بهطور كامل با تبادل پيامهاي الكترونيكي صورت ميگيرد.
در سيستمهاي تصويرپردازي، مدارك به تصاوير الكترونيكي مبدل ميشود تا نگهداري و دسترسي به آنها تسهيل شود و ممكن است مدارك اوليه پس از تبديل، نگهداري نشود.
برخي اطلاعات الكترونيكي ممكن است در يك مقطع زماني خاص موجود باشد، اما، پس از گذشت مدت زماني معين، در صورت ايجاد تغيير در پروندهها و عدم تهيه نسخ پشتيبان، قابل بازيابي نباشد.
سياستهاي واحد مورد رسيدگي در زمينه نگهداري اطلاعات ممكن است حسابرس را وادار كند كه خواستار نگهداري برخي اطلاعات براي رسيدگي شود يا در زمان وجود اطلاعات، روشهاي حسابرسي را اجرا كند.
25 . هرگاه اطلاعات به شكل الكترونيكي نگهداري شود، حسابرس ميتواند بعضي از روشهاي حسابرسي موصوف در بندهاي 26 تا 38 را با استفاده از ”تكنيكهاي حسابرسي به كمك رايانه“ اجراكند.
وارسي سوابق يا مدارك
26 . وارسي شامل رسيدگي به سوابق يا مدارك درون سازماني يا برونسازماني است، اعم از آن كه اين سوابق و مدارك به شكل كاغذي، الكترونيكي يا اشكال ديگر باشد. وارسي سوابق و مدارك، شواهد حسابرسي با درجات متفاوتي از قابليت اعتماد فراهم ميكند.
تفاوت در قابليت اعتماد شواهد به ماهيت و منبع آن و درمورد سوابق و مدارك درون سازماني به اثربخشي كنترلهاي حاكم بر ايجاد آن بستگي دارد. نمونهاي از كاربرد وارسي در آزمون كنترلها، وارسي سوابق يا مدارك براي كسب شواهد مربوط به مجوز انجام معاملات است.
27 . برخي مدارك مانند اوراق بهادار مستقيما شواهدي حاكي از وجود يك دارايي فراهم ميكند. وارسي اين قبيل مدارك، لزوما فراهمكننده شواهد حسابرسي لازم درباره مالكيت يا ارزش آن نيست. افزون بر اين، وارسي يك قرارداد اجرا شده ميتواند شواهدي را درباره كاربرد رويههاي حسابداري، مانند شناسايي درآمد فراهم آورد.
وارسي داراييهاي مشهود
28 . وارسي داراييهاي مشهود شامل مشاهده عيني آنهاست. وارسي داراييهاي مشهود ميتواند شواهد حسابرسي قابل اعتمادي را درباره وجود آنها فراهم كند، اما لزوما نميتواند در مورد حقوق مالكانه و تعهدات واحد مورد رسيدگي يا ارزش آن داراييها، شواهد حسابرسي فراهم كند. وارسي اقلام موجودي مواد و كالا معمولا همزمان با مشاهده شمارش آنها انجام ميشود.
مشاهده
29 . مشاهده به معناي نظارهكردن يك فرايند يا روش درحال اجرا توسط ديگران است. نظارت حسابرس بر شمارش موجودي مواد و كالا توسط كاركنان واحد مورد رسيدگي يا مشاهده اجراي فعاليتهاي كنترلي، نمونههايي از مشاهده است.
مشاهده، شواهدي را درخصوص عملكرد يك فرايند يا روش فراهم ميكند، اما، بهدليل محدود بودن آن به مقطع زماني مشاهده و اثر احتمالي آن بر چگونگي اجراي فرايند يا روش مورد نظر (در زمان مشاهده)، با محدوديت همراه است. راهنمايي بيشتر درباره نظارت بر شمارش موجودي مواد و كالا در بخش 1-50 ” شواهد حسابرسي- اقلام خاص“ ارائه شده است.
پرسوجو
30 . پرسوجو به معناي جوياشدن اطلاعات از اشخاص آگاه درونسازماني يا برونسازماني است. پرسوجو روشي است كه بهطور گستردهاي در حسابرسي استفاده ميشود و اغلب مكمل اجراي ساير روشهاي حسابرسي است. پرسوجو ميتواند طيفي از پرسوجوهاي مكتوب رسمي تا پرسوجوهاي شفاهي غيررسمي را در برگيرد. ارزيابي پاسخهاي حاصل از پرسوجو، جزء لاينفك فرايند پرسوجو است.
31 . پاسخ پرسوجوها ممكن است اطلاعات جديدي را براي حسابرس فراهم كند يا شواهد حسابرسي مؤيدي را دراختيار وي قرار دهد. از طرف ديگر پاسخها ممكن است اطلاعاتي فراهم كند كه با ديگر اطلاعات كسب شده توسط حسابرس تفاوت قابل ملاحظهاي داشته باشد.
براي مثال، پرس و جوها ممكن است فراهمكننده اطلاعاتي حاكي از زيرپا گذاشتن كنترلهاي داخلي توسط مديريت باشد. در برخي موارد، پاسخهاي حاصل از پرس و جو ميتواند مبنايي را براي تعديل روشهاي حسابرسي يا اجراي روشهاي بيشتر فراهم كند.
32 . حسابرس علاوهبر استفاده از پرسوجو، ساير روشهاي حسابرسي را براي كسب شواهد حسابرسي كافي و مناسب اجرا ميكند. معمولا پرسوجو به تنهايي نميتواند شواهد كافي براي كشف تحريف بااهميت در سطح ادعاها فراهم نمايد. افزون براين، پرسوجو به تنهايي براي آزمون اثر بخشي كاركرد كنترلها كفايت ندارد.
33 . اگرچه تاييد شواهد حاصل از پرسوجو، اغلب داراي اهميت ويژهاي است اما درباره پرسوجوهاي مربوط به مقاصد مديريت، ممكن است اطلاعات در دسترس براي پشتيباني از اين مقاصد محدود باشد.
دراينگونه موارد، شناخت عملكرد گذشته مديريت از لحاظ اجراي مقاصد بيان شده آن در رابطه با داراييها يا بدهيها، دلايل ابراز شده توسط مديريت براي انتخاب يك شيوه عمل خاص و توانايي مديريت براي ادامه آن، ميتواند اطلاعات مربوطي را درباره مقاصد مديريت فراهم كند.
34. حسابرس درباره برخي موضوعات به منظور تأييد پاسخهاي شفاهي مديريت به پرس و جوها، تاييديه كتبي از آنان دريافت ميكند. براي مثال، در مواردي كه دسترسي به ساير شواهد حسابرسي كافي و مناسب درباره موضوعات با اهميت، بهطور معقول مورد انتظار نباشد يا ديگر شواهد كسب شده از كيفيت پايينتري برخوردار باشد، حسابرس معمولا تاييديه كتبي از مديريت دريافت ميكند. راهنمايي بيشتر درباره تاييديه مديريت در بخش 58 ” تاييديه مديريت“ ارائه شده است.
تاييدخواهي
35 . تاييدخواهي كه گونهاي خاص از پرس و جو ميباشد عبارتست از فرايند كسب تاييديه در مورد اطلاعات يا شرايط موجود از راه مكاتبه مستقيم با اشخاص ثالث. براي مثال، درباره حسابهاي دريافتني، حسابرس ميتواند از راه مكاتبه با بدهكاران، مستقيما تاييديه دريافت كند.
تاييديهها اغلب درارتباط با مانده حسابها و اجزاي تشكيلدهنده آنها مورد استفاده قرار ميگيرد، اما لزوما به اين موارد محدود نميشود. براي مثال، حسابرس ميتواند درباره شرايط قراردادها يا معاملات واحد مورد رسيدگي با اشخاص ثالث، تاييديه دريافت كند.
در اين تاييديهها از اشخاص ثالث پرسيده ميشود كه آيا قراردادها تعديل شده است يا خير و درصورت هرگونه تعديل، جزئيات آن را اعلام كند. براي كسب شواهد حسابرسي درباره نبود شرايط خاص، مثلا نبود ” توافقهاي جانبي“ كه ميتواند شناسايي درآمد را تحت تاثير قرار دهد، نيز از تاييديه استفاده ميشود. راهنمايي بيشتر درباره تاييدخواهي در بخش 5- 50 ” تاييدخواهي برون سازماني“ ارائه شده است.
محاسبه مجدد
36 . محاسبه مجدد عبارتست از كنترل صحت محاسبات رياضي موجود در سوابق و مدارك. محاسبه مجدد ميتواند با استفاده از فناوري اطلاعات، مثلا دريافت پروندههاي الكترونيكي واحد مورد رسيدگي و استفاده از تكنيكهاي حسابرسي به كمك رايانه براي كنترل صحت محاسبات پروندهها اجرا شود.
اجراي مجدد
37 . اجراي مجدد بهمعناي اجراي روشها يا كنترلهاي مورد استفاده در سيستم كنترل داخلي واحد مورد رسيدگي به صورت مستقل توسط حسابرس است. اجراي مجدد يا به صورت دستي يا با تكنيكهاي حسابرسي به كمك رايانه انجام ميشود، مانند اجراي مجدد تجزيه سني حسابهاي دريافتني.
روشهاي تحليلي
38 . روشهاي تحليلي عبارتست از ارزيابي اطلاعات مالي با استفاده از بررسي روابط منطقي بين اطلاعات مالي، اطلاعات غيرمالي يا هر دو و نيز پيجويي نوسانات شناسايي شده و روابطي كه با ديگر اطلاعات مربوط، ناسازگار است يا از مبالغ پيشبيني شده، انحراف عمدهاي دارد. راهنمايي بيشتر درباره روشهاي تحليلي در بخش 52 ” روشهاي تحليلي“ ارائه شده است.
تاريخ اجرا
39. اين استاندارد براي حسابرسي صورتهاي مالي كه دوره مالي آنها از تاريخ 1/1/1385 و بعد از آن شروع ميشود، لازمالاجراست.