بودجه ریزی عملیاتی
بخش نخست
هدف غایی بودجه ریزی عملیاتی، کمک به اتخاذ تصمیمات عقلایی درباره تخصیص و تعهد منابع، بر اساس پیامدهای قابل سنجش می باشد:
1- ارائه مبنایی صحیح برای اتخاذ تصمیم در خصوص تخصیص منابع.
2- تمرکزفرآیند تصمیم گیری روی مهمترین مسائل و چالش هایی که دستگاه اجرایی با آن مواجه است.
3- ایجاد یک فرآیند منطقی برای تصمیم گیری در خصوص بودجه، که به طور مستقیم با فرآیند برنامه ریزی، اجرا، کنترل، ارزش یابی و گزارش عملکرد در ارتباط می باشد.
4- ایجاد ارتباط بین بودجه و نتایج عملکرد برنامه
به عبارتی می توان اهداف سیستم بودجه بندی عملیاتی را به صورت ذیل خلاصه نمود:
1- کنترل عملکرد و تحلیل حساسیت.
2- توزیع منابع.
3- نوآوری در عملکرد.
4- شفاف سازی، مقبولیت عامه، سادگی در تحلیل، دسترسی به اهداف.
این اهداف در بودجه ریزی عملیاتی از طریق مراحل زیر انجام می شود:
1- تفکیک اعتبارات به وظایف و برنامه ها، فعالیت ها و طرح ها
2- تعیین حجم عملیات و هزینه های اجرای عملیات
بودجه ریزی عملیاتی مدلی متشکل از سه عنصر اصلی و سه توانمند ساز می باشد

عناصر اصلی مدل بودجه ریزی عملیاتی:
1- برنامه ریزی در نظام بودجه ریزی عملیاتی
2- تحلیل هزینه ها و هزینه یابی محصول در نظام بودجه ریزی عملیاتی
3- مدیریت عملکرد در نظام بودجه ریزی عملیاتی
توانمند سازهای مدل بودجه ریزی عملیاتی:
1- مدیریت تغییر نظام بودجه ریزی از شکل سنتی به عملیاتی
2- نظام پاسخگویی
3- نظام انگیزش
این اجزا از طریق یک بانک اطلاعاتی متمرکز می توانند اهداف فوق الذکر را برآورده سازند.
بودجه جامع
این بودجه یک بودجه فراگیر محسوب شده که تمامی برنامه ها و فعالیت های قسمتهای مختلف یک سازمان را در یک دوره یکساله در نظر می گیرد.
بعبارت دیگر محصول نهایی فرآیند برآورد و تهیه بودجه یک واحد تجاری، بودجه جامع است که شامل بودجه های جداگانه هریک از بخشهای تابعه آن واحد می باشد. ترکیب دقیق و مشخص بودجه جامع تا حدودی به حجم عملیات و نوع فعالیت واحد تجاری بستگی دارد.
بودجه جامع به دوبخش اصلی یعنی بودجه عملیاتی [1]و بودجه مالی [2]تقسیم می گردد
در بودجه عملیاتی، اقلام بهای تمام شده، هزینه های عملیاتی و درآمدهای دوره بودجه مورد بررسی قرار می گیرد و در نتیجه، سود خالص عملیات بودجه بندی می شود.
بودجه مالی، مشتمل بر بودجه بندی وضعیت مالی وسایر بودجه های مورد نیاز مدیریت مالی است و شامل صورت حسابهای مصرف منابع نقد و غیر نقد در فعالیت های موسسه می باشد و از دریافت ها و پرداخت های نقدی بودجه شده و ترازنامه بودجه تشکیل می گردداجزای مختلف یک بودجه مالی شامل موارد ذیل است:
1- طرح های تامین مالی
2- بودجه مخارج سرمایه ای
3- بودجه نقدی
4- ترازنامه بودجه شده
5- صورت گردش وجوه نقد بودجه شده می توان اجزای بودجه جامع به صورت زیر خلاصه کرد:
1- بودجه عملیاتی
2- بودجه فروش
3- بودجه موجودی کالای آخر دوره
4- بودجه تولید
5- بودجه مواد مستقیم
6- بودجه دستمزد مستقیم
7- بودجه سربار ساخت
8- بهای تمام شده کالای فروش رفته بودجه شده
9- بودجه هزینه های اداری
10-بودجه هزینه های فروش و بازاریابی
11-سود خالص عملیات بودجه شده
12-بودجه اقلام غیر عملیاتی
13-سودخالص بودجه شده
14-بودجه مالی
15-طرحهای تامین مالی
16-بودجه مخارج سرمایه ای
17-بودجه نقدی
18-ترازنامه بودجه شده
19-صورت گردش وجوه نقد بودجه شده
مراحل تهیه بودجه

فرق بودجه برنامه ای و عملیاتی
وجه افتراق بین بودجه برنامه ای و عملیاتی را می توان به موارد ذیل تقسیم نمود:
1- بودجه ی برنامه ای هزینه رابصورت کلی وفقط در سطح برنامه مطرح می کند و مورد استفاده مسئولان قرار می گیرد، در حالیکه بودجه عملیاتی هزینه ها را به جزئی ترین شکل ممکن گزارش می کند و برای مدیران واحدهای عملیاتی می تواند سودمند باشد.
2- از نظر بعد زمانی بودجه برنامه ای پیش نگر است و با توجه به اهداف روند آینده فعالیت های دستگاه را در نظر می گیرد. اما بودجه عملیاتی همواره ناظر بر ارتباط میان مواد هزینه و محصول نهایی وفعالیت ها و طرح ها با توجه به حجم عملیات می باشد و در این خصوص از روشهای علمی استفاده میکند.
3- از نظر ماهیت بودجه برنامه ای کار بررسی مقامات را آسان می کند اما بودجه عملیاتی با ارائه آمار و اطلراعات کمی میزان کار انجام شده رد تولید هر فعالیت یا محصول نهایی را مشخص می نماید و به مدیریت در تخصیص منابع و بدست آوردن حداکثر فایده و ایجاد صرفه های اقتصادی کمک می کند.

هزینه یابی محصول
فرآیندی است که به وسیله آن هزینه نهاده ها (مانند حقوق و دستمزد) به محصولات تعلق می گیرد. در این فرآیند هزینه های کل هر دستگاه اجرایی برای تولید محصولات آن به نحوی اختصاص می یابد که پاسخگوی هزینه واقعی ارایه یا تولید هر محصول باشد. به طور مثال اگر یک سازمان خدمات متنوعی ارائه دهد یا کالاهای متنوعی تولید کند ممکن است بخواهد کل هزینه تولید هر واحد خدمات یا محصول را بر آورد نماید.
هزینه یابی بر مبنای فعالیت
یک روش پیشرفته برای محاسبه قیمت تمام شده واقعی محصول از طریق تخصیص هزینه های سربار به واحد محصول بر اساس سهم هر یک از فعالیت ها در فرآیند تولید آن.
مدیریت بر مبنای فعالیت
عبارتست از مدیریت فعالیت ها به نحوی که به طور مستمر کارآیی آنها را بهبود بخشد. به عبارت دیگر خروجی هایی باهزینه های پایین تولید کند، کیفیت فعالیت (پاسخ درست به نیازهای مشتری و جامعه) را ارتقاء دهد و اثر بخشی فعالیت (ارائه خدماتی که نقش موثری در یک نتیجه یا خروجی دیگر دارند) را افزایش دهد. مدیریت بر مبنای فعالیت شامل تخصیص منابع، درک جریان فعالیت ها، تجزیه و تحلیل و ارزیابی عملکرد می باشد.
بودجه بندی برمبنای فعالیت
تنظیم بودجه بر مبنای فعالیت[1] شیوه ای ابتکاری است که قادر است سازمان ها را به منظور مقایسه بیشتر از طریق رابطه فرآیند تنظیم بودجه و سیاست مربوط به سازمان کمک نماید.
مدل بودجه بندی بر مبنای فعالیت عبارت است از فرایند برنامه ریزی و کنترل فعالیت های مورد انتظار سازمان به منظور تهیه بودجه ای کارآمد و اثر بخش که با حجم کار پیش بینی شده، هم آهنگ و در راستای دستیابی به اهداف راهبردی سازمان باشد. در این مدل موارد زیر کانون توجهند:
1- الزامات تعیین شده توسط مشتریان
2- هدف ها و استراتژی های شرکت
3- خدمات جدید و ترکیب آن
4- تغییر در فرایند تجاری
5- بهبود کارایی واثر بخشی
6- هدفهای مربوط به کیفیت و انعطاف پذیری
7- تغییردر سطح خدمات
بودجه بندی بر مبنای فعالیت، فرایند تهیه بودجه است که بر هزینه فعالیت ها با محرک های هزینه مرتبط با عملیات، تاکید و تمرکز دارد. بودجه بندی برمبنای فعالیت، هزینه ها را با توجه به محرک های هزینه که منتج از هزینه یابی بر مبنای فعالیت است، بر حسب مخزن هزینه ها تفکیک می کند. اینکار برای فعالیت سطح واحد محصول، دسته محصول، سطح پشتیبانی محصول نیز شروع می شود. معیار لازم برای منظور کردن هزینه در یک مخزن هزینه آن است که هزینه های آن مخزن متناسب با تغییرات در سطح فعالیت مربوط تغییر می کند. شرکتی که از هزینه یابی بر مبنای فعالیت استفاده می کند قبلا هزینه ها را با توجه به مخزن هزینه ها تفکیک کرده است. به هر حال، بررسی مجدد درستی انتخاب مخزن هزینه ها برای دوره بودجه، قبل از انتخاب مخزن هزینه ها طبق هزینه یابی بر مبنای فعالیت برای مقاصد تهیه بودجه برمبنای فعالیت ضروری است.
بطور کلی مدل بودجه بندی بر مبنای فعالیت ابزارهایی را در اختیار مدیران قرار میدهد تا بتوانند سازمان های خود را بهتر اداره کنند. این تکنیک بودجه بندی، بیشترین وقت رابه جای اینکه برای پرکردن فرم های مختلف صرف کند، به بهبود فرآیند ها اختصاص می دهد. این موضوع، مهم ترین وجه تمایز مدل ABB با سیستم های بودجه بندی سنتی می باشد. با به کار گیری این تکنیک می توان فعالیت ها و همچنین فرایندهای تولید – تجاری را بهبود بخشید.
فرایند مدل بودجه بندی بر مبنای فعالیت
فرایند مدل ABB به قرار زیر است:
1- این فرآیند از مشتریان شروع می شود و نیازمندی های آنان و رفتار رقبا بازار را مد نظر قرار می دهد.
2- بر مبنای خواست مشتریان و پیش بینی فروش، حجم کار آتی پیش بینی می شود.
3- پروژه های مشترک بین دوایر و بخش های سازمان مشخص می شوند.
4- فعالیت ها و حجم کار در سال آینده (دوره بودجه) تعیین می گردند
روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت[2] در تعیین بودجه (عناصر هزینه یابی بر مبنای فعالیت)
روش هزینه یابی فعالیت اساس تعیین بودجه و تخصیص اعتبارات خواهد بود. مشکل اساسی هزینه یابی فعالیت ها در اولین سال اجرا خواهد بود، بدیهی است در سالهای بعد با استفاده از شاخص های تعدیل، هزینه تمام شده سال مبنا مورد اصلاح قرار خواهد گرفت. همانطور که در چارچوب الگوی هزینه یابی بر مبنای فعالیت در نمودار زیر نیز آورده شده است، بایستی ارتباط بین منابع، فعالیت ها و اقلام هزینه توسط شاخص منابع و شاخص فعالیت مشخص گردد.

به عنوان مثال بر اساس اطلاعات آماری می توان میزان زمان صرف شده از نیروی انسانی شرکت در جهت انجام فعالیت های مختلف استخراج می گردد. بر اساس این تقسیم بندی هزینه هر فعالیت و به طبع آن قیمت تمام شده محصولات مختلف استخراج می گردد.
به صورت خلاصه عناصر هزینه یابی عبارتند از منابع – فعالیت ها – اهداف هزینه – هزینه سازهای منبعی – هزینه سازهای فعالیتی
عناصر هزینه سازهمانطور که از نام آن پیداست عناصری هستند که باعث ایجاد هزینه برای یک فعالیت و یا یک منبع می شوند. عناصر هزینه ساز به دو دسته تقسیم می شوند:
هزینه سازهای منبعی: هزینه سازهای منبعی منابعی را بر اساس میزان استفاده آنها از هزینه ها به فعالیت ها تخصیص می دهند.
هزینه سازهای فعالیتی: هزینه سازهای فعالیتی نحوه استفاده محصولات (خدمات) از فعالیت ها را نشان می دهد.

طبقه بندی هزینه ها
طبقه بندی هزینه ها به روشهای مختلفی امکانپذیر است. تجزیه و تحلیل رفتار هزینه های مختلف نهادهای مورد استفاده در تولید کالا وخدمات اطلاعات مفیدی را برای برآورد هزینه ها فرآهم می آورد. چارچوبی که معمولا در این زمینه مورد استفاده قرار میگیرد. طبقه بندی هزینه ها به: هزینه های متغیر، هزینه های شبه متغیر و هزینه های ثابت است. در این طبقه بندی اساس تغییرات هزینه واحد[1] تولید کالا وخدمت است که از تغییر حجم محصول نتیجه می گردد.
هزینه های متغیر : ارتباط مستقیمی با تغییرات حجم محصول دارند.
هزینه های شبه متغیر: ارتباط با تغییرات حجم محصول پیچیده تر است. افزایش هزینه با سطوح متعددی از حجم محصول مرتبط است.
هزینه های ثابت: در کوتاه مدت، علی رغم تغییر در حجم محصول، تغییری نمی کنند و در دامنه وسیعی ازحجم محصول ثابت می مانند.
روش دیگر طبقه بندی هزینه ها تفکیک آن به هزینه های افزایشی، هزینه های تعهد شده و هزینه های فرصت است.
هزینه افزایشی با کاهش حجم محصولات حذف می گردد.
هزینه تعهد شده مربوط به فعالیت هایی می شود که قبلا تعهد شده و قابل حذف نبوده و تصمیمات آینده در آنها تاثیری ندارد.
هزینه فرصت منابع ازدست رفته ناشی از عدم اتخاذ تصمیم در مورد انجام بعضی از فعالیت ها را شامل می شود
تفکیک هزینه ها به مستقیم و غیر مستقیم بستگی به اصل قابلیت ردیابی یا تخصیص هزینه ها دارد.
هزینه های مستقیم: هزینه هایی است که به طور اقتصادی می توان به فعالیت ها یا موضوع های هزینه منسوب کرد. ارتباط بین هزینه و فعالیت مستقیم یا غیر مستقیم بودن آن را مشخص می کند.
هزینه های غیر مستقیم: هزینه هایی که ردیابی و تخصیص مستقیم آنها به فعالیت خاصی امکانپذیر نیست. اینگونه هزینه ها هزینه های غیر مستقیم هستند. هزینه های مذبور به بیش از یک فعالیت مربوط می شوند. البته منسوب کردن این هزینه ها به هر فعالیت از طریق تعیین سهم آنها در فعالیت امکانپذیراست.
متدولوژی هزینه یابی بر مبنای فعالیت
متدولوژی هزینه یابی بر مبنای فعالیت از 5 مرحله تشکیل شده است:
1- مشخص کردن فعالیت ها و کمی آنها
2- تعیین هزینه های مستقیم
3- تشخیص و ردیابی هزینه های مستقیم
4- تشخیص و ردیابی هزینه های غیر مستقیم
5- جمع هزینه های مستقیم وغیرمستقیم
در کاربرد روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت باید به دو نکته مهم توجه شود:
نکته اول تمایز قائل شدن بین فعالیت، فرآیند و محصول است. برای مثال اجرای قانون یک فرایند است و فعالیت یا محصول محسوب نمی شود، از طرفی ارسال گزارش به مقامات بالاتر یک فعالیت محسوب می شود و محصول یا فرآیند نیست.
محصول چیزی است که توسط یک بخش یا واحداجرایی تولید وبر محیط خارج تاثیر می گذارد ونکته دوم اینکه هریک از ستانده ها یا محصولات یک واحد اجرایی لزوما از تنها یک فعالیت حاصل نمی گردند و ممکن است دو یا تعداد بیشتری فعالیت در تولید یک محصول دخالت داشته باشند و یا اینکه فعالیت منجر به تولید چند محصول گردد.
مراحل اجمالی اجرای یک پروژه ABC
1- استخراج و طبقه بندی حسابهای هزینه ای
a. مطالعه بودجه و اعتبارات تفصیلی دستگاه
b. مطالعه شیوه نگهداشت اسناد هزینه و گزارش گیری از آنها
c. طبقه بندی اسناد هزینه در قالب حسابهای از پیش تعیین شده
d. ورود اطلاعات مربوط به طبقه بندی و عناوین حسابها
e. ورود اطلاعات مربوط به هزینه های هریک از حسابها
f. انجام اقدامات لازم برای تکمیل اطلاعات مالی و هزینه ای مورد نیاز
2- احصاء و مستند سازی واحد های سازمانی و فعالیت های دستگاه ذیربط
a. شناسایی واحدهای سازمانی و ساختار سازمانی دستگاه اجرایی
b. شناسایی فعالیت های مربوط به هر واحد سازمانی
c. تهیه کتابچه فعالیت های[2] دستگاه اجرایی
3- شناسایی و احصاء خروجی های مورد انتظار دستگاه
a. شناسایی خروجی های دستگاه و تعیین برنامه های بودجه ای مورد نیاز
b. تعیین مقدار خروجی ها در دوره های زمانی مشخص
4- تخصیص منابع و اعتبارات بودجه ای به واحد های سازمانی و فعالیتها حسب مورد و محاسبه قیمت تمام شده فعالیت ها
a. شناسایی هزینه سازهای منبعی
b. اختصاص منابع به فعالیت ها بر اساس اطلاعات هزینه سازهای منبعی
c. تخصیص مجدد منابع مشترک به واحد های سازمانی
d. ورود اطلاعات مربوط به هزینه سازهای منبعی و منابع تخصیصی
e. محاسبه قیمت تمام شده فعالیت ها به تفکیک هر واحد سازمانی برای انعقاد تفاهم نامه های عملکردی
5- تخصیص فعالیت ها به خروجی های مورد انتظار و محاسبه قیمت تمام شده خروجیها
a. شناسایی هزینه سازهای فعالیتی
b. تخصیص فعالیت ها به خروجی ها بر اساس هزینه سازهای فعالیتی
c. تخصیص مجدد فعالیت های مشترک به واحد های سازمانی
d. ورود اطلاعات مربوط به هزینه سازهای فعالیتی و منابع تخصیصی
e. محاسبه قیمت تمام شده فعالیت ها به تفکیک هر خروجی برای تنظیم بودجه عملیاتی سالانه
6- تجزیه و تحلیل و آنالیز حساسیت و بررسی کارآیی فنی و اقتصادی و ارائه راه حل های جایگزین
a. تجزیه و تحلیل و آنالیز حساسیت هزینه ها و نحوه تخصیص آنها به فعالیت ها و واحدهای سازمانی و در نهایت خروجی های دستگاه
مراحل تهیه و تنظیم بودجه
1- اولین اقدامی که باید صورت گیرد تعیین شاخص های فعالیت و مرتبط کردن هر فعالیت به موضوع هزینه است.
2- تخصیص منابع و اعتبارات بین فعالیت هاست که باید بر اساس شاخصهای فعالیت انجام گیرد.
3- بر اساس تخصیص شاخصهای منابع اعتبارات بین فعالیت های مختلف توزیع می شود
4- کل اعتبارات به فعالیت های اولیه اختصاص می یابد از طرفی برای برآورد قیمت تمام شده یا هزینه واحد هر فعالیت لازم است اعتبار فعالیت ثانویه نیز که در ارتباط با فعالیت اولیه می باشد با استفاده از شاخصهای مربوط به فعالیت های اولیه توزیع گردد.
5- در این مرحله فعالیت های اولیه باید به موضوع های هزینه اختصاص پیدا کند. این امر با استفاده از شاخصهای فعالیت امکان پذیر خواهد بود.
6- در این مرحله با استفاده از نتایج مرحله چهارم کل هزینه به اقلام هزینه توزیع شده و هزینه واحد برآورد می شود.
تدوین فرآیند بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی عبارتست از برنامه سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه یا نتایج به دست آمده از اجرای آن برنامه را نشان می دهد. این بدان معنی است که با میزان مشخص مخارج انجام شدهخ و در هر برنامه باید مجموعه معینی از اهداف تامین شود
تدوین یک بودجه عملیاتی شامل دوفرآیند است یکی از بالا به پایین[3] و دیگری از پایین به بالا[4] که به طور همزمان به اجرا در می آیند. وظیفه برنامه ریزان ارشد و سیاستگذاران (در سطوح بالا) تعیین اهداف و مقاصد برنامه هاست. آنها باید به طور تقریبی میزان منابعی را که انتظار می رود برای پشتیبانی و کمک به تحقق این اهداف مورد نیاز است را تعیین کنند علاوه بر این سیاستگذاران باید شاخص های نتیجه که مشخص کننده بودجه تحقق اهداف با توجه به میزان منابع به مصرف رسیده است تعریف کنند. مدیران سطوح پایین تر باید اهداف، مقاصد، میزان منابع و سنجش نتایج را تدوین کرده باشند این مدیران و سازمانها تحت پوشش آنها در موقعیتی قراردارند که می توانند برنامه سالانه ارائه شده از سودی برنامه ریزان و سیاستگذاران را تحقق بخشند، آنان به خوبی ساز وکار اجرایی برنامه را می شناسند و می توانند فعالانه به سیاستگذاران در تعریف و بازنگری برنامه های سالانه سازمان های خود یاری رسانند
یک بودجه عملیاتی تمامی فعالیت های مستقیم و غیر مستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیت ها را در بر می گیرد
در واقع بودجه ریزی عملیاتی به دنبال افزایش درک تصمیم گیران از پیوندهای منابع در خواستی و نتایج عملیات مورد نظر است این مساله برای حفظ و نهادینه کردن اصلاح مدیریت عملیاتی نیز دارای اهمیت است اگر نتیجه این عمل اطلاعات عملکرد بهتر و قابل اتکاتر باشد می توان فرایند بودجه ریزی را به عنوان مهمترین فرایند مالی سالیانه) که به بررسی و بازبینی منظم برنامه ها و فعالیت ها می پردازد بهبود بخشد
الزامات بودجه ریزی عملیاتی
بودجه ریزی عملیاتی با توجه به مزایایی که در مراحل مختلف مستلزم اقدامات پیچیده در ابعاد فنی و سیاسی نظام بودجه ریزی است علاوه بر اینکه سیستم حسابداری و نظام مدیریت باید هماهنگ با فرآیند بودجه ریزی عملیاتی دچار تحول شوند توافق و هماهنگی در سطوح مختلف اجرا کننده و سیاست گذار از الزامات موفقیت بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شوددر این رابطه باید به موارد زیر توجه کرد:
1- اگر قرار باشد که بودجه ریزی عملیاتی در عمل به موقعیت دست یابد نباید آنرا صرفا به صورت یک پیوست به بودجه "اقلام مخارج" اضافه نمود این کار مستلزم تغییراتی بنیادی در سیستم های اطلاعات مدیریت سیستم های حسابداری و به طور کلی در شیوه مدیریت سازمان است.
2- یک بودجه عملیاتی ایده آل باید فراتر از یک بودجه موضوعی ساده اطلاعات مربوط به فصول برنامه ها یا دستگاه ها اجرایی همراه با نتایج پیش بینی شده رابه تفکیک در برداشته باشد. چنین بودجه ای باید به روشنی ارتباط بین اعتبارات هزینه شده و نتایج حاصله را نشان دهد و تشریح نماید که این ارتباط چگونه به وجود آمده است.
3- در بودجه ریزی عملیاتی نباید همواره انتظار داشت که نتایج مثبت فرآیند بودجه ریزی با پاداش مواجه شوند و نتایج ضعیف پیامدهای مالی منفی در برداشته باشند این نگرش که بودجه ریزی عملیاتی شیوه ای مکانیکی یا فرایندی تنبیهی است سودمند نیست و این روابط مکانیکی را نمی توان ایجاد کرد چون ممکن است به جای افزایش پاسخگویی با طرفداری از مدیرانی که توانسته اند با در نظر گرفتن اهداف پایینی انتظارات را برآورده سازند ارزش این فرایند از میان برود تعیین اولویت های بودجه ای تابعی از ارزشها و منافع جایگزینی است که بودجه عملیاتی می تواند آگاهی نسبت به آنها را افزایش دهد ولی تابع عواملی همچون برابر ی نیازهای برآورده نشده و نقش مناسب دولت در پاسخگویی به این نیازها نیز هست.
4- بودجه ریزی عملیاتی در تحقیق نتایج برنامه و تضمین پاسخگویی اهمیت به سزایی دارد ولی خالی از خطر نیست.
5- اطلاعات و شاخص هایی معتبر عملکرد برای حمایت از بودجه ریزی عملیاتی دارای اهمیت زیادی است.
6- موفقیت بودجه ریزی عملیاتی به هم جهتی اهداف عملیاتی با فعالیت های مدیریتی وابسته است هر اندازیه پیوند میان اهداف عملیاتی سازمان واعتبارات هزینه شده بیش تر باشد مدیریت عملیات در سرتا سر سازمان تقویت می شوند.
در روش بالا به پایین حداقل مشارکت واحدها یا بخش های عملیاتی وجود دارد سطوح پایین (دستگاه های اجرایی) مبالغ بودجه را از بالا دریافت می کنند و آنها توقع دارند که مبالغ مورد انتظارشان به آنها داده شود. واحدهای عملیاتی در تعیین و تصمیم مبالغ بودجه نقش ندارند.
در روش پایین به بالا درست مخالف روش بالا به پایین است دورانی می گردد؟ در سطح پایین سازمان تعیین می شود در واقع در واحد عملیاتی اداری با سطح مرکزی درآمدهای و هزینه ها برآورده و سپس برای سطح شرکت سطوح می شود. وقتی که یک شرکت این شیوه استفاده می کند مدیر شرکت مدل هماهنگی و اجرا بوئدجه و تصویب بودجه نهایی سات

منابع:
1- بودجه ریزی عملیاتی (مبانی، مفاهیم والتزامات قانونی) تالیف: دکتر پرویز سعیدی، علیرضا مزیدی
2- نیم قرن تجربه آمریکادر نظام های بودجه ریزی عملیاتی تالیف: محمد حسن آبادی، علیرضا نجار صراف
3- مدل جامع نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد گردآوری و تالیف محمد حسن آبادی، علیرضا نجار صراف
نویسنده: مازیار عربشاهی
خرداد ماه 1389